«سوجیت سیواسوندارام» [Sujit Sivasundaram] نویسنده، مورخ و استاد دانشگاه کمبریج توانست جایزه امسال بهترین کتاب آکادمی بریتانیا [British Academy Book Prize] را کسب کند.

سوجیت سیواسوندارام» [Sujit Sivasundaram] موج‌هایی در طول جنوب: تاریخچه مدرن انقلاب و امپراطوری» [Waves Across the South]

به گزارش 
کتاب نیوز به نقل از ایبنا، آکادمی بریتانیا در سال 1902 تاسیس شد که در طول بیش از یک قرن گذشته در زمینه علوم انسانی و اجتماعی فعالیت می‌کند. این آکادمی هر سال از بهترین کتاب‌های مستند نوشته شده به زبان انگلیسی تقدیر می‌کند.

سیواسوندارام مورخ اهل سریلانکا و استاد فعلی دانشگاه کمبریج با کتابی درباره بومی‌های ساکن جنوب آسیا توانست امسال جایزه کتاب آکادمی بریتانیا را کسب کند. او در کتابش با عنوان «موج‌هایی در طول جنوب: تاریخچه مدرن انقلاب و امپراطوری» [Waves Across the South] از سوی انتشارات ویلیام کالینز درباره سلطه انگلیسی‌ها در مناطق جنوب آسیا و کشورهای اقیانوس آرام نوشته است.

جایزه کتاب آکادمی بریتانیا -که سابق بر این با عنوان جایزه نایف الروزان شناخته می‌شد- برای تقدیر از کتاب‌های مستند نوشته‌شده درباره فرهنگ و آداب و رسوم کشورهای مختلف تاسیس شده است؛ و امسال برای نهمین بار جایزه 25هزار پوندی خود را اعطا می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...