رییس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی از چاپ نسخه نفیسی از قرآن کریم که کتابت آن به سال 484 هجری قمری باز می‌گردد خبر داد و گفت: این اثر در شمار 4 نسخه آثار قرآنی زیبای قدیمی قرار دارد که با ترجمه و تفسیر فارسی به رشته تحریر در آمده است.

حجت‌الاسلام دکتر رسول جعفریان در گفت‌وگو با ایبنا، با اشاره به این که این نسخه قرآنی به دوره غزنوی(قرن پنجم هجری قمری) مربوط می‌شود، اظهار کرد: این اثر با تلاش‌های یک ساله مسوولان این کتابخانه اکنون در دست چاپ قرار داد و در شمار زیباترین و قدیمی‌ترین نسخه‌هایی است که ترجمه و تفسیر فارسی دارند.

وی اتمام فهرست‌نویسی مجموعه آثار چاپ سنگی این کتابخانه را که افزون بر 13 هزار نسخه‌اند، از دیگر برنامه‌های در دست اقدام این کتابخانه عنوان کرد و گفت: تاکنون حدود 8500 نسخه از آثار چاپ سنگی این مرکز فهرست‌نویسی شده‌اند و متن تمامی آنها در بخش «آذرسا» پایگاه اطلاع‌رسانی کتابخانه مجلس جای گرفته است.

استاد و مولف تاریخ اسلام با اشاره به این که قرار است فهرست‌نویسی حدود 3000 نسخه باقی مانده تا اسفند ماه به پایان رسد و متن این آثار کهن در فضای اینترنتی جای گیرد، یادآور شد: تصور می‌کنم کتابخانه مجلس نخستین مرکز کتابخانه‌ای باشد که مجموعه آثار چاپ سنگی خود را با چنین حجمی در فضای اینترنت منتشر کرده است.

«آذرسا» از کتابخانه‌های دیجیتال کتابخانه مجلس است که در کنار «رسان» با هدف خدمات‌دهی هرچه مطلوب‌تر پایگاه‌های اطلاعاتی و منابع دیجیتال کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی فعالیت می‌کند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...