مجموعه 10 جلدی تاریخ طنز ایران، از ابتدا تا امروز، به قلم "ابوالفضل زرویی نصرآباد" به زودی توسط انتشارات امیرکبیر چاپ و منتشر می‌شود. 
   
ابوالفضل زرویی نصرآباد، طنزپرداز، در گفت‌وگو با فارس، اظهار داشت: تاکنون شش جلد از این مجموعه به ناشر تحویل داده شده است و اکنون مشغول آماده‌سازی چهار جلد باقی مانده هستم که امیدوارم ظرف دو ماه آینده به انتشارات امیرکبیر سپرده شود. وی با بیان این‌که این مجموعه به صورت کتاب‌های جیبی منتشر می‌شود، افزود: «مجموعه 10 جلدی تاریخ طنز ایران برای آشنا شدن نسل جوان با ادبیات طنز ایران زمین است. متأسفانه در تاریخ ادبیات ایران، ادبیات طنز یا دیگر گونه‌های شوخ‌طبعی آمیخته شده است؛ یعنی وقتی می‌گوییم
عبید زاکانی طنزپرداز است، تمام نوشته‌هایی را که او داشته و از او باقی مانده است، طنز می‌دانیم؛ چه نظم و چه نثر. در صورتی که همه کارهای زاکانی طنزآمیز نیست؛ بخشی از آن‌ها در ژانر طنز، بخشی در ژانر هزل، بخشی از آن‌ها هجو و بخشی از آثار عبید زاکانی فکاهی است.»

زرویی نصرآباد ادامه داد: «البته جداسازی طنز، به این معنا نیست که هزل، هجو و فکاهی بد هستند، بلکه هرکدام از اینها یک ویژگی دارند و یک گونه ادبی به شمار می‌آیند. اینکه مخاطب را مقابل یک حجمی از انواع شوخ‌طبعی قرار دهیم و آن‌ها را به عنوان طنز معرفی کنیم، طبیعتا قضاوت مخاطب را در مورد خیلی از انواع ادبی دچار اختلال می‌کنیم.»

 این طنزپرداز اضافه کرد: «من در این مجموعه ده جلدی سعی کرده‌ام کارهایی را که فقط و فقط طنز هستند، انتخاب کنم، برای اینکه معیار درستی از طنز فارسی در اختیار علاقه‌مندان مخصوصا جوان‌ترها قرار دهم. جلدهای اولیه این مجموعه به کارهای قدما، و جلدهای آخر به آثار معاصران می‌پردازد.»

 زرویی نصرآباد با بیان این‌که هرکدام از جلدهای این مجموعه، حدود صد صفحه دارد، درباره موضوعات هرکدام از این جلدها گفت: «هرجلد از این مجموعه به یک موضوع اختصاص دارد. جلد اول طنزهای عبیدزاکانی را بررسی می‌کند. جلد دوم به طنز در لطایف الطویف اختصاص دارد، که فخرالدین علی صفی آن را نوشته است. جلد سوم و جلد چهارم به طنز عصر مشروطه می‌پردازد، و طنزهای روزگار مشروطه را که با آزادی‌خواهی و موج جدیدی از ادبیات مواجه است، از زبان طنزآوران آن عصر بیان می‌کند.»

وی افزود: «جلد پنجم به نقیضه‌های ادبی تاریخ ادبیات ایران اختصاص دارد. دو جلد دیگر این مجموعه به طنز عصر انقلاب اسلامی ایران می‌پردازد. در سال‌های اولیه انقلاب مجموعا نزدیک به شصت عنوان نشریه طنزآمیز به چاپ می‌رسیده و منتشر می‌شده است و این رقم خیلی بالایی است. طبیعتا در آن عصر به خاطر نوع تحولی که در ادبیات ایران رخ داد، تحولاتی نیز در عرصه طنز فارسی به وجود آمد، که البته همه آنها قابل تأیید نیست. یک جلد از این مجموعه هم به "نسیم شمال" می‌پردازد و سیداشرف الدین حسینی را معرفی و بخشی از آثار طنزآمیز وی را نقل می‌کند.»

زرویی نصرآباد ادامه داد: «دو جلد آخر این مجموعه، به طنزسرایان امروز ایران اختصاص دارد و بیشتر سعی کرده‌ام طنزسرایانی را معرفی کنم که در قید حیات نیستند. امیدوارم اگر این مجموعه ادامه پیدا کرد به آثار طنزپردازان زنده و جوانی بپردازم که خیلی خوب هم کار می‌کنند و طنز می‌نویسند.»

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...