«در باب قرن بیستم در گفت‌وگو با تیموتی اسنایدر» [Thinking the twentieth century] اثر تونی جات [Tony Judt] منتشر شد.

در باب قرن بیستم در گفت‌وگو با تیموتی اسنایدر Thinking the twentieth century] اثر تونی جات [Judt, Tony]  تیموتی اسنایدر [Timothy Snyder]

به گزارش کتاب نیوز ، کتاب «در باب قرن بیستم در گفت‌وگو با تیموتی اسنایدر [Timothy Snyder]» نوشته «تونی جات» با ترجمه محسن قائم مقامی توسط نشر چشمه منتشر شد.

تونی رابرت جات، مورخ، مقاله‌نویس و استاد دانشگاه انگلیسی-آمریکایی بود که در تاریخ اروپا تخصص داشت. جات به  عنوان استاد تاریخ ماریا Remarque استاد مطالعات اروپا در دانشگاه نیویورک و مدیر موسسه اریچ ماریا ریمارک NYU خدمت کرد. او همكار مكرر در بررسی كتابها در نیویورك بود. در سال 1996 جات عضو آکادمی علوم و دانش های آمریکا و در سال 2007 عضو همکار آکادمی انگلیس انتخاب شد.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:
در باب قرن بیستم کتابی است که پس از خواندنش احساس می‌کنید چقدر تاریخ می‌تواند در عمق روحتان جا بگیرد و پرسش هایی را مطرح کند که نمی توان از آنها گذشت. تاریخی که از خلال زندگی تونی جات(۱۹۴۸تا۲۰۱۰) در گفتگو با یک تاریخدان کارکشته یعنی تیموتی اسنایدر(۱۹۶۹) رخ می‌نمایاند. تونی جات یکی از مهمترین تاریخ نگاران و تحلیلگران جریان‌های سیاسی در چند دهه اخیر بود که کمی دیر به مخاطب ایرانی معرفی شد. این گفتگوی بلند با اسنایدر قصه ظهور ها و سقوط ها را می گوید از مارکسیسم می‌گوید از مسئله یهود و البته لیبرال های غربی. از جهانی که پس از جنگ جهانی دوم مدام در حال تجربه اتفاقاتی تکان دهنده است. او می نویسد پلورالیسم یعنی قبول واقعیت اخلاقی انواع مختلف حقیقت. این ایده نهفته در این کتاب از یاد نرفتنی است این کتاب قصه تشکیل و انهدام مدام تاریخ است.

از تیموتی اسنایدر پیش از این کتاب «در برابر استبداد: بیست درس قرن بیستم» ترجمه و منتشر شده است.

چاپ اول کتاب «در باب قرن بیستم در گفت‌وگو با تیموتی اسنایدر» اثر تونی جات در قطع رقعی و جلد نرم با قیمت 135 هزار تومان در 545 صفحه به چاپ رسیده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به تاریخ است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...