فیلم‌نامه سه جلدی «کوچک جنگلی» به قلم ناصر تقوایی توسط نشر مس منتشر شد.

کوچک جنگلی به قلم ناصر تقوایی

به گزارش کتاب نیوز، این فیلم‌نامه‌ در سال‌های ۵۹ و ۶۰ به منظور تولید یک مجموعه تلویزیونی پانزده قسمتی به نگارش درآمده بود؛ اما تقوایی _ بعد از 3 سال تلاش و پیش تولید _ در سال 1361 از کارگردانی و تولید سریال حذف شد و این متن هرگز به تصویر نرسید.

کتاب سه جلدی «کوچک جنگلی» در اواخر شهریور ماه سال جاری منتشر و آماده پخش بوده است. آماده‌سازی و نسخه خوانی کتاب بیش از چهار سال وقت برده و انتشار آن با مشکلاتِ دوران کوید ١٩ و کمبود کاغذ روبرو شده بود.

ناصر تقوایی (متولد ۲۱ تیر ۱۳۲۰) فیلم‌ساز، عکّاس و نویسنده ایرانی است. اقتباس تلویزیونی دایی جان ناپلئون از رمان ایرج پزشکزاد و فیلم سینمایی ناخدا خورشید از معروفترین آثار اوست.

پیش‌تر نیز از ناصر تقوایی مجموعه داستان «تابستان همان سال» توسط نشر «لوح» در سال ۱۳۴۸ به چاپ رسیده بود که تاکنون چاپ مجدد آن میسر نشده است.
همچنین پخش فیلم‌نامه‌های «چای تلخ» و «کاغذ بی خط» که در سال ١٣٨١ بدون اجازه نویسنده منتشر شده بود به درخواست وی متوقف شده است.

مجموعه سه جلدی فیلم‌نامه «کوچک جنگلی» در 1218 صفحه و با قیمت 900هزار تومان توسط نشر مس منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...