«جایگاه سیاسی و اجتماعی جنبش کارگری از آغاز تاکنون» تشریح و ارزیابی ماوقع جنبش جامعه کارگری از سال ۴۲ تاکنون از زبان نویسنده و پژوهشگری است که خود در بطن و بستر نوشته‌ها بوده است؛ این کتاب به تازگی به بازار کتاب رسیده است.

به گزارش ایرنا، جایگاه سیاسی و اجتماعی جنبش کارگری از آغاز تاکنون حاصل نوشته ها و خاطرات غلامرضا توکلی مشاور کانون عالی انجمن های صنفی کارگران کشور و پژوهشگر و نویسنده در حوزه کار، مسائل و مشکلات کارگری است که خود از کارگری آغاز کرده است، چنان که می نویسد: «تاریخ دقیق شروع کارگری خود در میدان میوه و تره بار تهران که در آن زمان واقع در خیابان ری نزدیک میدان شوش بود را به یاد ندارم، از خاطرات اولین سال های دوران کارگری ام قیام خودجوش کارگران و فعالان کسب و کار در آنجا بود که در صبح روز ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ در اعتراض نسبت به بازداشت امام خمینی(ره) به وقوع پیوست در آن قیام همراه انبوه جمعیتی بودم که از آن میدان به خیابان ریختند و از شاه و رژیم او ابراز تنفر و از امام خمینی (ره) حمایت و پشتیبانی کردند...

از همان دوران نوجوانی اهل مطالعه بودم ، روزنامه و کتاب می خریدم و می خواندم و روحیه و تمایل زیادی به دانستن داشتم و از قدرت نمایی و زورگویی و سوءاستفاده از موقعیت متنفر بودم...علاقمند به مسائل اجتماعی بودم و طبیعتا این روحیه، تفکر و علاقه مرا به اعمال و رفتار گردانندگان تشکل کارگری میادین کنجکاو می کرد،‌ عضو آن تشکل شدم یعنی تشکل کارگری «میادین میوه و تره بار» در جلسات عمومی آن شرکت می کردم و حرف می زدم...

توکلی در ادامه فعالیت اجتماعی خود به نوشتن خاطرات سیاسی و اجتماعی کارگری زمانه خود و گاهی مقالات و مکاتباتی با روزنامه ها می پردازد و طی چند سال اخیر تصمیم می گیرد که نوشته هایش را جمع آوری کند که این کار توسط سمیه گلپور رییس کمیته زنان و خانواده کانون عالی انجمن های صنفی کارگران کشور، پژوهشگر و صاحب نظر در حوزه اشتغال و مسائل کارگری و کارشناس حقوق زن و خانواده در کتاب جایگاه سیاسی و اجتماعی جنبش کارگری از ‌آغاز تاکنون به سرانجام می رسد.

این کتاب در ۱۱ فصل در ۳۵۲ صفحه فعالیت های اجتماعی و سیاسی کارگران در قالب جنبش های کارگری را از سال ۴۲ تاکنون مورد تبیین و ارزیابی قرار می دهد.

جایگاه کارگر پیش از انقلاب اسلامی، کارگران به دنبال تشکیل تشکل های کارگری و حقوق و مزایای کارگری، جنبش کارگری ایران و اشتباهات آن، عملکرد کمونیست ها در ایران، مروری کوتاه از آغاز تا پایان سلطنت محمدرضا پهلوی، امام خمینی برنامه اسلام ستیزی خاندان پهلوی را به باد می دهد، پیوند ناگسستنی امامت و مستضعفان در جامعه مسلمانان، مقاومت کنندگان در مقابل حق و حقوق و نیازهای کارگران، بایدها و نبایدهای لازم در مدیران و اداره کنندگان تشکل ها و فعالان کارگری، توضیحی درباره دو ادعا ۱۰ فصل نخست این کتاب را تشکیل می‌دهند. 

فصل پایانی کتاب که بیش از یکصد صفحه را به خود اختصاص داده مروری بر برخی دیدگاه‌های منتشر شده غلامرضا توکلی در نشریات و روزنامه‌هاست که مطالبی از آذر ماه ۱۳۸۰ تا دی ماه ۹۲ را شامل می‌شود.

در ابتدای فصل اول این کتاب می‌خوانیم:

فعالیت ها و مبارزات کارگران ایران برای تشکیل تشکل های کارگری و دستیابی به حقوق شغلی و صنفی بعد از استقرار حکومت مشروطه شروع شد. قبل از استقرار حکومت مشروطه در ایران مجموعه ای که بتوان از آن به عنوان تشکل کارگری نام برد و مقرراتی که بتوان از آن به عنوان حقوق و مزایای شغلی یاد نمود، وجود نداشت. تنها قانون حاکم بر روابط کار در بنگاه های اقتصادی خواست، تمایل، سلیقه و اراده کارفرمایان بود که کارگران می بایست بدون چون و چرا آنها را رعایت و عمل کنند. اینگونه روابط بین کارفرمایان و کارگران قدمتی طولانی داشت و از نسل های گذشته به نسلی که مبارزات و فعالیت های کارگری برای تغییر این شرایط را آغاز کرد رسیده و در دوران حکومت قاجاریان تشدید گردیده بود.
ضعف و ناتوانی سلاطین قاجار، بی تدبیری، بی لیاقتی و عدم درک آنان از تشخیص نیازها و اقتضائات زمان و عدم استفاده از رجال پاک، خوشنام، کاردان، دارای اندیشه، برنامه، توانا و آشنا به نیازها و مقتضیات زمان برای اداره کشور به فساد در کلیه تشکیلات دولتی دامن زد و مدیران و مسئولانی را که وظیفه ذاتی و طبیعی آنان ایجاد امنیت در جامعه و دفاع از تمامیت ارضی، استقلال و آبادانی کشور بود، چنان در خود غرق نمود که فرصتی برای پرداختن به وظیفه اصلی خود نداشتند و در نتیجه جنگ هایی به کشور تحمیل شد که بسیار زیان آور بود و خودسری ها، شورش ها و زد و خوردهای طائفه ای و قبیله ای و نامنی هایی در جامعه به وجود آورد که رمق را از اقتصاد کشور گرفت و فقر و بیکاری را در بین مردم به شکل گسترده ای به وجود آورد و کار را به جایی رسانید که پیداکردن کاری که دستمزد ناچیز آن بتواند خانواده را سر پا نگه دارد به نیازی اساسی و فوری برای اکثر مردم و خانواده ها مبدل گردید... (ص. ۲۱-۲۲)

در انتهای این فصل در مورد شرایطی که جنبش کارگری ایران در آن ابراز وجود کرد، آمده است:

فقر و بیکاری در بین مردم و نیاز بیکاران به کار و نبود کار به اندازه کافی و رقابت بیکاران برای پیداکردن کار به کارفرمایان موقعیتی ممتاز داده بود و قانون و مقرراتی هم وجود نداشت که رفتار کارفرمایان را با کارگران معلوم کند و حقوق انسانی، شغلی و صنفی نیز در جایی برایر کارگران تعیین نشده بود که بتوانند از آن استفاده کنند و تمام این مسائل دست به دست یکدیگر داده بود تا استبداد شدید استثمارگرایانه کارفرمایی در بنگاه های اقتصادی تثبیت و تقویت شده و به عادت و فرهنگ رایج تبدیل گردد. جنبش کارگری ایران در چنین شرایطی ابراز وجود کرد و در بنگاه های اقتصادی روبروی فرهنگ و عادتی قرار گرفت که قدمتی طولانی داشت که کارفرمایان به آن خو گرفته بودند و به آسانی حاضر به تغییر نبودند. (ص. ۲۸-۲۹)

این کتاب را انتشارات مهدخت با قیمت ۹۰ هزار تومان با شمارگان ۵۰۰ نسخه روانه بازار نشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...