کتاب «یک روایت معتبر درباره سازمان مجاهدین خلق» شامل تاریخچه سازمان تروریستی مجاهدین خلق توسط انتشارات به‌نشر منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «یک روایت معتبر» است که به قلم شهرام بزرگی  نوشته شده و مولف در آن، سراغ جریان‌ها و اتفاقات بیش از یک دهه پیش از تاریخ پیدایش سازمان مجاهدین خلق رفته است. بزرگی در این‌کتاب با مشخص‌کردن ریشه پیدایش چنین احزاب و تشکل‌هایی در آن برهه حساس تاریخی، فعالیت این سازمان را در سال‌ها و جریان‌های متاخرتر روایت و در نهایت عملکرد آنها را بررسی و تحلیل کرده است.

شهریور ماه ۱۳۴۴ آغاز فعالیت رسمی تشکیلاتی به نام «سازمان مجاهدین خلق» بود؛ سازمانی که در نخستین اقدام به‌دلیل ناکافی دانستن تفسیر رسمی از دین با ایجاد گروه‌های بحث به تدوین ایدئولوژی دینی و سیاسی خود پرداختند و تلاش کردند که کتاب ها و جزوه‌هایی را تهیه کنند که به‌عنوان متن آموزشی در سازمان استفاده شود تا نیروی جدیدی که به سازمان وارد می‌شد از همان ابتدا با برنامه مدون و مشخصی در راه مبارزات انقلابی خود طبق اصول تشکل متبوع قدم برداشته و پیش برود.

مخاطب این‌کتاب، به‌طور خلاصه در مسیر تحلیل و بررسی ماهیت و چگونگی پیدایش و فعالیت سازمان مجاهدین خلق از ظرفیت ها و جریان های اولیه قرار می‌گیرد که بعدها به‌نوعی پایه‌گذار پیدایش سازمان شدند که در طول سال‌ها به نقطه حضیض فعلی‌اش رسیده است. در این اثر پیدایش، تاسیس و تدوین ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق، آثار تالیفی سازمان مجاهدین خلق، آموزش‌های سیاسی و اجتماعی در این سازمان، گسترش تشکیلات ورود سازمان به مقوله آموزش نظامی، گردش به مارکسیسم، بازسازی سازمان در زندان و فعالیت‌های آن بعد از سرنگونی حکومت پهلوی، ترور و شورش های مسلحانه پرداخته شده است.

«یک روایت معتبر درباره سازمان مجاهدین خلق» این نکته را یادآوری می‌کند که برای تحلیل و بررسی یک تشکل، حزب یا سازمانی که در برهه‌ای از تاریخ به وجود آمده و نام و اعتبار هر چند کمی یا منفی برای خودش استفاده کرده نه تنها باید اتفاقات و جریان‌های مربوط به آن مقطع زمانی مورد بررسی قرار گیرد، بلکه باید با نگاهی موشکافانه به ریشه‌های تاریخی آن مراجعه کرد و پیشینه و منشا اصلی پیدایش آن را مشخص کرد.

این‌کتاب با ۸۳ صفحه و شمارگان هزار نسخه چاپ شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...