موف به هیچ وجه تلاش نمی‌کند فلسفه سیاسی خود و نقدهای موثر آن از لیبرالیسم را برحسب منطق درونی استدلال‌های هژمونی و استراتژی سوسیالیستی پیش ببرد. دلمشغولی اصلی او توصیف و درک فضای سیاسی بحران‌زده پس از فروپاشی نظام کمونیستی شوروی است.

«بازگشت امر سیاسی»[The Return of the Political]  شانتال موف [Chantal Mouffe]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «بازگشت امر سیاسی»[The Return of the Political] تالیف شانتال موف [Chantal Mouffe] به همت جواد گنجی ترجمه و از سوی نشرنی در 243 صفحه، با شمارگان 110 نسخه و قیمت 36 هزار تومان منتشر شده است.

این اثر، نخستین کتابی است که شانتال موف به تنهایی اسمش روی آن درج شده است و در گذشته با لاکلائو متفکر آرژانتینی کتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی را منتشر کرده بود که این کتاب هم به فارسی ترجمه شده است.

مترجم در مقدمه‌ای با اشاره به این موضوع می‌نویسد: «موف به هیچ وجه تلاش نمی‌کند فلسفه سیاسی خود و نقدهای موثر آن از لیبرالیسم را برحسب منطق درونی استدلال‌های هژمونی و استراتژی سوسیالیستی پیش ببرد. دلمشغولی اصلی او توصیف و درک فضای سیاسی بحران‌زده پس از فروپاشی نظام کمونیستی شوروی است؛ فضایی سرشار از کشمکش‌های قومی و مذهبی و نژادی و فرقه‌ای که تن به هیچ کلیتی نمی‌دهند. جهان جدید به غایت پیچیده و سرشار از تناقض است که هر لحظه چالشی تازه پیش پای فلسفه سیاسی می‌گذارد. اما موف همه این‌ها را غالبا خطاب به نظریه‌پردازان فلسفه سیاسی مطرح می‌کند که هدفشان تبیین سیاست دموکراتیک در بطن لیبرالیسم و گفتار لیبرال مسلط است. آنچه محل مناقشه است خود امر سیاسی است که سرشتی ویژه و تقلیل‌ناپذیر دارد و دو عنصر قدرت و آنتاگونیسم مولفه‌های اصلی آن‌اند.»

گنجی در ادامه نیز می‌گوید: «شاید با مسامحه، و برای تقریب به ذهن، بتوان پروژه موف را، با بهره‌گیری از اصطلاحات کانتی، «نقد لیبرالیسم محض» نامید که می‌کوشد مرزهای لیبرالیسم سیاسی و شرایط امکان آن را مفهوم‌پردازی کند. از نظر او لیبرالیسم تحلیل رفته و غنای خود را از دست داده است. ناخوشی و مرض تفکر لیبرال و لیبرالیسم کنونی چنان وخامت یافته که هر لحظه می‌تواند آرمان‌های لیبرال و انقلاب دموکراتیک را به بن‌بست بکشاند. ظهور راست افراطی در مقام منجی مردمان بی‌پناه، فوران انواع بنیادگرایی، به حاشیه رفتن بخش‌های وسیع جامعه، تکثیر ستیزهای قومی و نژادی و مذهبی در سراسر دنیا، قدرت گرفتن روزافزون رسانه‌های جمعی و مواردی از این دست، جملگی علائمی آشکار از وخامت شرایط موجود و مبین اوج درماندگی لیبرالیسم کنونی در مواجهه با آن‌اند. از این رو، اولویت اصلی ایجاد و حفظ یک نظام دموکراتیک تکثرگرا است که قائل به ضرورت امر سیاسی و محال بودن حذف آنتاگونیسم است. برای دستیابی به این هدف باید از بصیرت‌های منتقدان لیبرالیسم و حتی بصیرت‌های دشمنان آن بهره گرفت. جدی‌ترین و سرسخت‌ترین منتقد لیبرالیسم کارل اشمیت است که اساسا سیاست را برپایه گروه‌بندی دوست/ دشمن و ایجاد تقابل ما/ آن‌ها تعریف می‌کند. موف به گفته خودش می‌خواهد به یاری اشمیت علیه اشمیت فکر کند. اولین گام او در این مسیر بازتعریف مفهوم آنتاگونیسم در قالب تقابل دوست/ دشمن است. با همین جهش مفهومی ساده منطق استدلال‌ها و منظومه مفاهیم هژمونی و استراتژی سوسیالیستی در هم می‌ریزد و مرزهای سیاست جابه‌جا می‌شوند.»

در دیباچه کتاب هم اشاره شده: «این مجلد متشکل از نه جستار است که طی پنج سال اخیر نوشته شده‌اند. برخی از آن‌ها مقالاتی‌اند که پیش‌تر، غالبا در مجلات منتشر شده‌اند؛ سایر آن‌ها متون ارائه شده در کنفرانس‌های مختلف‌اند. آخرین مقاله، با عنوان «سیاست و مرزهای لیبرالیسم»، مشخصا برای این کتاب نوشته شده است. همه این مقالات از زوایای گوناگون، به موضوعاتی مشابه می‌پردازند: دموکراسی رادیکال، لیبرالیسم، شهروندی، تکثرگرایی، دموکراسی لیبرال، اجتماع که در این‌جا از منظری «غیرذات‌گرایانه» بررسی می‌شوند.»

نویسنده در میانه کتاب می‌نویسد: «به گمانم بتوانیم نکات فراوانی از نقد اشمیت به دموکراسی پارلمانتاری بیاموزیم، بی آن که مجبور باشیم، به تبع او لیبرال دموکراسی را رد کنیم. او به ما امکان می‌دهد از نواقص و کاستی‌های لیبرالیسم آگاه شویم، نواقصی که، اگر بخواهیم یک فلسفه سیاسی لیبرال دموکراتیک قانع کننده را بسط دهیم، قرائت نقادانه اشمیت در عین حال می‌تواند در درک اهمیت حیاتی مفصل‌بندی میان لیبرالیسم و دموکراسی و خطرات موجود در هر نوع تلاشی برای دست کشیدن از تکثرگرایی لیبرال، به کارمان بیاید.

درواقع هدف اصلی نقد اشمیت نه دموکراسی، بلکه لیبرالیسم است، که او به شدت با تکثرگرایی آن مخالفت می‌کند. از نظر او، هسته عقلانی و فکری لیبرالیسم در "رابطه ویژه‌اش با حقیقت، که خود به کارکردی محض از رقابت جاودانی عقاید بدل می‌شود" قرار دارد.»

او در جایی دیگر می‌آورد: «مسئله حیاتی دقیقا به خود سرشت دموکراسی مدرن برمی‌گردد. اشمیت به هیچ وجه زیر بار این واقعیت نمی‌رود که از دل فروپاشی الگوی الهیاتی- سیاسی نوع جدیدی از جامعه ظهور کرده است. او نمی‌خواهد قبول کند که در شرایط مدرن، همراه با از بین رفتن یک خیر همگانی جوهری و ناممکن شدن یک اراده جمعی همگون و واحد، دیگر نمی‌توان دموکراسی را برمبنای الگوی باستانی این همانی حاکم و محکوم درک کرد. نه تنها دموکراسی باید نوعی دموکراسی نماینده‌ای باشد، بلکه در عین حال به نهادهایی نیازمند است که ضامن حفاظت از حقوق فردی‌اند.»

................ هر روز با کتاب ...............

آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...