«اورمزد و اهریمن (ماجرای دوگانه‌باوری در عهد باستان)» [Ormazd et Ahriman, l'aventure dualiste dans l'antiquité.] نوشته ژ. دوشن گیمن [Jacques Duchesne-Guillemin] به چاپ سوم رسید.

«اورمزد و اهریمن (ماجرای دوگانه‌باوری در عهد باستان)» [Ormazd et Ahriman, l'aventure dualiste dans l'antiquité.] نوشته ژ. دوشن گیمن [Jacques Duchesne-Guillemin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «اورمزد و اهریمن» با عنوان فرعی «ماجرای دوگانه‌باوری در عهد باستان» اثری نوشته «ژ. دوشن گیمن» با ترجمه عباس باقری است که از سوی نشر فرزان روز منتشر شده و به چاپ سوم رسیده است.

در بخشی از معرفی این کتاب چنین می‌خوانیم:

«ایران باستان، کشوری دوگانه‌باور بود. اما دوگانه‌باوری گونه‌های بسیار دارد. دوگانه‌باوری مانی ژرف‌تر و در جهتی سوای دوگانه‌باوری زردشت است؛ هرچند ریشه در آن دارد...
کار مهم هر کس که بخواهد نظری، کم و بیش درست درباره ایران به دست آورد، پرهیز از باورهای نامعتبر قدیمی است. باید تا آنجا که میسر است به تاریخ واقعی پرداخت.
و این کاری است که کتاب حاضر سعی دارد بر مبنای تشریح بررسی‌های ایران‌شناسان بزرگ دنیا در باب اندیشه‌های زرتشت و مانی و دیگر پیامبران باستانی ایران عرضه دارد.»

«اورمزد و اهریمن» در ۱۸۶ صفحه و با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...