«اورمزد و اهریمن (ماجرای دوگانه‌باوری در عهد باستان)» [Ormazd et Ahriman, l'aventure dualiste dans l'antiquité.] نوشته ژ. دوشن گیمن [Jacques Duchesne-Guillemin] به چاپ سوم رسید.

«اورمزد و اهریمن (ماجرای دوگانه‌باوری در عهد باستان)» [Ormazd et Ahriman, l'aventure dualiste dans l'antiquité.] نوشته ژ. دوشن گیمن [Jacques Duchesne-Guillemin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «اورمزد و اهریمن» با عنوان فرعی «ماجرای دوگانه‌باوری در عهد باستان» اثری نوشته «ژ. دوشن گیمن» با ترجمه عباس باقری است که از سوی نشر فرزان روز منتشر شده و به چاپ سوم رسیده است.

در بخشی از معرفی این کتاب چنین می‌خوانیم:

«ایران باستان، کشوری دوگانه‌باور بود. اما دوگانه‌باوری گونه‌های بسیار دارد. دوگانه‌باوری مانی ژرف‌تر و در جهتی سوای دوگانه‌باوری زردشت است؛ هرچند ریشه در آن دارد...
کار مهم هر کس که بخواهد نظری، کم و بیش درست درباره ایران به دست آورد، پرهیز از باورهای نامعتبر قدیمی است. باید تا آنجا که میسر است به تاریخ واقعی پرداخت.
و این کاری است که کتاب حاضر سعی دارد بر مبنای تشریح بررسی‌های ایران‌شناسان بزرگ دنیا در باب اندیشه‌های زرتشت و مانی و دیگر پیامبران باستانی ایران عرضه دارد.»

«اورمزد و اهریمن» در ۱۸۶ صفحه و با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...