کتاب «ناگهان انقلاب» [The unthinkable revolution in Iran]  نوشته چارلز کورزمن [Charles Kurzman] منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، نشر نی به تازگی کتاب «ناگهان انقلاب» نوشته چارلز کورزمن را با ترجمه رامین کریمیان منتشر کرده است. این کتاب پیش از این با عنوان «انقلاب تصورناپذیر در ایران» توسط محمد ملاعباسی ترجمه شده بود.

چارلز کورزمن استاد جامعه شناسی در دانشگاه کارولینای شمالی در چاپل هیل است که متخصص در مطالعات خاورمیانه و مطالعات اسلامی است.پس از اتمام دوره کارشناسی خود در دانشگاه هاروارد در سال 1986 ، وی مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را در دانشگاه کالیفرنیا ، برکلی به ترتیب در سالهای 1997 و 1992 به پایان رساند. وی از سال 1998 به دانشگاه کارولینای شمالی در چاپل هیل وابسته است

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

رویداد هرچه غیرمنتظره‌تر باشد باید کوشش بیش‌تری صورت گیرد تا تبیینی برای آن یافته شود. تبیینِ جنبش‌های اعتراضی دشوارتر است زیرا این جنبش‌ها با انتظاراتی که از رفتارهای اجتماعی معمول و متعارف می‌رود تفاوت بنیادی دارند. ازاین‌روست که پیش‌بینی این‌گونه جنبش‌ها پیش از وقوع از دشوارترین مسائلِ پیش روی علوم اجتماعی است: کشف قواعدِ بی‌قاعدگی ــ یعنی قواعدی که اساس رفتارهای ناقض قواعداند. جنبش‌های اعتراضیِ توده‌ای که هدف‌شان تسخیر دولت است و ”انقلاب” خوانده می‌شوند مثال اعلای رویدادهای نقض‌کننده‌ی قواعداند. انقلاب‌ها هرچه عظیم‌تر بوده‌اند یافتن و ساختن تبیین مناسب برای آن‌ها نسل‌ها طول کشیده است. می‌شود گفت همین هم یکی از ملاک‌های عظمت‌شان است. انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، که ناب‌ترین نمونه‌ی انقلاب‌هاست، همچون آزمونِ هیپنوتیسمیِ رورشاخ بیش از دویست سال است که پژوهشگران را به خود مشغول داشته است. هر نسلی داوری خود را داشته، معنایی تازه به آن داده، تبیین‌های نسل قبل را ناکافی یافته و تبیین‌هایی جدید پیش نهاده است.

«ناگهان انقلاب» نوشته چارلز کورزمن در 350 صفحه و قیمت 96 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...