کتاب «عشق دانایی» [LoveKnowledge: The Life of Philosophy from Socrates to Derrida] اثر «روی برند» [Roy Brand] منتشر شد.

عشق دانایی» [LoveKnowledge: The Life of Philosophy from Socrates to Derrida]

به گزارش کتاب نیوز،  کتاب «عشق دانایی» نوشته روی برند این بار با  ترجمه‌ی پرویز شریفی درآمدی و آفتاب پیرزاده نهوجی از سوی نشر ثالث منتشر شده است. پیشتر این کتاب را نشر ققنوس با ترجمه مجتبی پردل با عنوان عشق معرفت منتشر کرده است.

روی برند فیلسوف و متصدی موزه است که در زمینه های فلسفه مدرن و زیبایی شناسی معاصر فعالیت می کند. وی مدرس ارشد برنامه های کارشناسی ارشد آکادمی هنر و طراحی بزالل در اورشلیم است.

این کتاب روایتی جذاب از هفت اثر فلسفی مهم از شش فیلسوف و نویسنده بزرگ غربی است: افلاطون، اسپینوزا، روسو، نیچه، فوکو و دریدا. فصل‌های اول و دوم به ترسیم سیمای سقراط در دو رساله افلاطون (دفاعیه و ضیافت) می‌پردازد؛ در این فصل با اکثر ایده‌های فلسفی سقراط (و افلاطون) آشنا می‌شویم. فصل سوم و چهارم به دو فیلسوف بسیار تأثیرگذار (اسپینوزا و روسو) اختصاص دارد؛ با اسپینوزا از تجسم روح هندسی آگاه می‌شویم و با روسو از خیال‌پردازی‌های پرسه‌زن تنها. فصل پنجم به نیچه و یکی از جدلی‌ترین و سرزنده‌ترین آثارش (تبارشناسی اخلاق) می‌پردازد؛ آنچه لازم است درباره نیچه و حیات فکری او بدانیم در اینجا گردآوری‌ شده است. در نهایت، فصل‌های ششم و هفتم به دو فیلسوف فرانسوی اختصاص یافته‌اند: فوکو و دریدا. تلاش شده چهره‌ای واضح و قابل فهم از این دو فیلسوف مهیا شود؛ فیلسوفانی که هنوز چندان که باید و شاید شناخته‌شده نیستند، اما جزء مهم‌ترین اندیشمندان قرن بیستم به شمار می‌روند.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

کتاب عشق دانایی حاصل سال‌‏ها پرداختن به متون و فیلسوفان ‏کلیدی در مجله‌‏های آکادمیک، کنفرانس‌‏ها، گفتگوها و کلاس‌‏های درس است؛ چه به عنوان دانشجو و چه به عنوان استاد. گاهی این کتاب صدای دانشجو یا همصحبت را پیدا می‌‏کند و گاهی، هر چند بسیار کم، صدای استاد را به خود می‌‏گیرد. در هر حالت، صفحات آتی نتیجه‌ی خوانش دقیق یا به طور دقیق‏‌تر، نتیجه‌ی نوع خاصی از خوانش است؛ خوانشی که بر عملکرد و اثر تأکید دارد و این ابزار را برای پیام فلسفی مهم تلقی می‏‌کند.

دغدغه‌ی اصلی کتاب در عنوانش بیان شده است: عشق دانایی. البته این عنوان تحریفی از ترجمه‌ی پذیرفته‌شده‌ی «فیلوـ‌سوفیا» به عنوان «عشق دانایی» است. باید در همین ابتدا اعتراف کنم که این کتاب تعریفی قاطع و مشخص ارائه نمی‌‏دهد. در عوض، این اصطلاح به پرسشی مبدل می‏‌شود که محرک هر فصل خواهد بود و با هر بخش جدید تغییر شکل می‌‏یابد. این همان طریقی است که من تجربه‌‏اش کرده‌‏ام.

پرویز شریفی درآمدی از مترجمین این اثر استاد تمام دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی است. «مقدمه ای بر هنر درمانی خانواده محور و کودکان مبتلا به اختلال های طیف اوتیسم» (تألیف، ۱۳۹۵)، «در مسیر درمانگر شدن» (ترجمه، ۱۳۹۵) از دیگر آثار اوست.

«عشق دانایی» نوشته «روی برند» در 160 صفحه رقعی و با قیمت 38 هزارتومان در دسترس علاقمندان است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...