کتاب «خشمگین می‌شویم! چه کنیم؟» [How to take the grrrr out of anger] برای کودکان، نوجوانان و همه کسانی که خشمگین می‌شوند اثر «الیزابت وردیک و مارجوری لیسووسکی» [Elizabeth Verdick and Marjorie Lisovskis] با ترجمه حسن نصیرنیا در نوبت چاپ هفتم روانه‌ بازار کتاب شد.

خشمگین می‌شویم! چه کنیم؟» [How to take the grrrr out of anger] برای کودکان، نوجوانان و همه کسانی که خشمگین می‌شوند اثر «الیزابت وردیک و مارجوری لیسووسکی» [Elizabeth Verdick and Marjorie Lisovskis]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، این کتاب شامل ۱۰ فصل با عناوینی چون افراد هنگام خشم چه احساسی دارند؟ روش‌های آنی رها شدن از خشم، ۵ گام برای مهار خشم، روش‌های مهم خونسردی و ... با ارائه راهکارهایی کار آمد به صورت گام به گام به کنترل خشم کودکان می‌پردازد.

وردیک و لیسووسکی، با کلامی ساده و اصولی توانسته است ارزشمندترین مسائل در مورد کنترل خشم و چگونگی برخورد با آن را نشان دهند. هر دو نویسنده سال‌هاست که با بچه‌ها سر و کار دارند و برای آنان کتاب می‌نویسند، هدف آنها از نوشتن این کتاب آن بوده است که رهنمودهایی کاربردی به بچه‌ها بدهند تا بتوانند احساسات خشمگینانه‌شان را به روشی سالم و سودمند مهار کنند. همچنین این کتاب دارای رهنمودهای ویژه برای پدران ، مادران و معلمان است. این کتاب را بخوانید و از توصیه‌های آن استفاده کنید. شایان ذکر است این کتاب مورد تایید و معرفی شده در کتاب نامه رشد وزارت آموزش و پرورش است.

انتشارات قدیانی این کتاب را به صورت مصور در ۱۱۲ صفحه و با قیمت ۱۲۰۰۰ تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...