کتاب «نادان» [The fool]  اثر لئو تولستوی و ترجمه غلامرضا امامی در قالب مجموعه «نویسنده‌های بزرگ، خواننده‌های کوچک» نشر پرتقال منتشر شد.

نادان» [The fool]  اثر لئو تولستوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نادان» با تصویرگری کلود لاپوئنت با شمارگان هزار نسخه، ۲۴ صفحه و بهای ۲۹ هزار تومان منتشر شده است.

«نادان» قصه مرد احمقی است که مدام به مسافرت می‌رود و با اتفاقاتی روبه‌رو می‌شود، اما نمی‌داند که در مواجهه با آنها چه واکنشی از خود نشان دهد و چه سخنی را بگوید.

لئو تولستوی (۱۸۲۸-۱۹۱۰ م) نویسنده روسی و یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین ادیبان تاریخ ادبیات جهان، با نوشتن داستان‌ها و رمان‌های «جنگ و صلح» و «آناکارنینا» مشهور شد. او به پایه‌ریزی دبستان‌هایی با برنامه‌های تازه و نوشتن داستان‌های زیبایی برای کودکان و نوجوانان پرداخت و در راه انسان دوستی و برقراری صلح و عدالت اجتماعی بسیار تلاش کرد. عمده آثار او بار تربیتی هم دارند.

تولستوی به خاطر توقیف پیش‌نویس رمان‌هایش در سال ۱۹۰۸ و نیز مشکلات خانوادگی ناچار شد به جنوب روسیه سفر کند و در این سفر از دنیا رفت؛ اما نام و داستان‌هایش ماندگار شدند.

اما مجموعه «نویسندگان بزرگ، خواننده‌های کوچک» نشر پرتقال شامل داستان‌هایی است که نویسندگان بزرگ تاریخ ادبیات برای کودکان نوشته‌اند. از این مجموعه که با ترجمه غلامرضا امامی عرضه می‌شود، پیشتر کتاب‌هایی چون «گربه و شیطان» جیمز جویس، «قدرت جهانی شش مرد» برادران گریم، «زیبای خفته» شارل پرو، «پسرک فقیر» مارک تواین و «بلبل امپراتور چین» هانس کریستین اندرسن منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...