جایزه کتابخانه ملی آمریکا تحت عنوان مدال کارنگی [Carnegie Medal] برندگان امسال را معرفی کرد. جیمز مک‌براید [James McBride] در بخش داستان و ربکا گیگز [Rebecca Giggs] در بخش آثار غیرداستانی برنده مدال کارنگی سال 2021 شدند.

پیشوای مذهبی کینگ‌کونگ» [Deacon King Kong] ن جیمز مک‌براید درک: جهانی در نهنگ» [Fathoms: The World in the Whale]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، به نقل از مجله کتابخانه آمریکا، اتحادیه کتابخانه‌های آمریکا «پیشوای مذهبی کینگ‌کونگ» [Deacon King Kong] نوشته جیمز مک‌براید به عنوان برگزیده بخش داستان انتخاب شد.
«سوزش» نوشته مگا مایومدار و «مرثیه وطن» نوشته آیاد اختر دو نامزد دیگر حاضر در بخش داستان بودند.

«درک: جهانی در نهنگ» [Fathoms: The World in the Whale] نوشته ربکا گیگز نیز به عنوان برگزیده بخش غیرداستانی انتخاب شد. «فقط ما: گفت و گوی آمریکایی» نوشته کلودیا رانکین، «سفر خاطره‌انگیز: دفتر خاطرات یک دختر» نوشته ناتاشا تِرِتوی نیز دو نامزد دیگر بخش آثار غیرداستانی هستند.

مدال کارنگی از آثاری تقدیر به عمل می‌آورد که طی سال قبل در ایالات متحده منتشر شده‌اند. برندگان پنج هزار دلار دریافت می‌کنند.

این مدال در سال 2012 تأسیس شد تا به بزرگسالان در انتخاب کتاب مناسب کمک کند. مدال کارنگی تنها جایزه‌ای است که توسط کتابداران حرفه‌ای و کتابفروشانی که مستقیماً با خوانندگان بزرگسال در ارتباط هستند قضاوت می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...