جایزه کتابخانه ملی آمریکا تحت عنوان مدال کارنگی [Carnegie Medal] برندگان امسال را معرفی کرد. جیمز مک‌براید [James McBride] در بخش داستان و ربکا گیگز [Rebecca Giggs] در بخش آثار غیرداستانی برنده مدال کارنگی سال 2021 شدند.

پیشوای مذهبی کینگ‌کونگ» [Deacon King Kong] ن جیمز مک‌براید درک: جهانی در نهنگ» [Fathoms: The World in the Whale]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، به نقل از مجله کتابخانه آمریکا، اتحادیه کتابخانه‌های آمریکا «پیشوای مذهبی کینگ‌کونگ» [Deacon King Kong] نوشته جیمز مک‌براید به عنوان برگزیده بخش داستان انتخاب شد.
«سوزش» نوشته مگا مایومدار و «مرثیه وطن» نوشته آیاد اختر دو نامزد دیگر حاضر در بخش داستان بودند.

«درک: جهانی در نهنگ» [Fathoms: The World in the Whale] نوشته ربکا گیگز نیز به عنوان برگزیده بخش غیرداستانی انتخاب شد. «فقط ما: گفت و گوی آمریکایی» نوشته کلودیا رانکین، «سفر خاطره‌انگیز: دفتر خاطرات یک دختر» نوشته ناتاشا تِرِتوی نیز دو نامزد دیگر بخش آثار غیرداستانی هستند.

مدال کارنگی از آثاری تقدیر به عمل می‌آورد که طی سال قبل در ایالات متحده منتشر شده‌اند. برندگان پنج هزار دلار دریافت می‌کنند.

این مدال در سال 2012 تأسیس شد تا به بزرگسالان در انتخاب کتاب مناسب کمک کند. مدال کارنگی تنها جایزه‌ای است که توسط کتابداران حرفه‌ای و کتابفروشانی که مستقیماً با خوانندگان بزرگسال در ارتباط هستند قضاوت می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...