برگزیدگان دومین جایزه ادبی کیش در مراسم اختتامیه این‌رویداد اعلام شد و این‌برگزیدگان مورد تقدیر قرار گرفتند.

دومین جایزه ادبی کیش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مراسم اختتامیه دومین جایزه ادبی کیش داستان کوتاه جنوب عصر پنجشنبه ۹ دی با حضور مدیران فرهنگی، هنرمندان، برگزیدگان و برخی از نویسندگان مطرح کشور در جزیره کیش برگزارشد.

اسامی برگزیدگان این‌جایزه در مراسم یادشده به این‌ترتیب اعلام شد:

در بخش ملی:

۱-لوح تقدیر. تندیس جشنواره و مبلغ ۷ میلیون تومان تعلق گرفت به: آقای غلامرضا فولادوندی از تهران
۲-لوح تقدیر. تندیس جشنواره و مبلغ ۵ میلیون تومان تعلق گرفت به: آقای محمد سعید احمد زاده از شیراز
۳-لوح تقدیر. تندیس جشنواره و مبلغ ۴ میلیون تومان تعلق گرفت به: آقای عماد عبادی از شاهرود

در بخش منطقه‌ای:

۱-لوح تقدیر. تندیس جشنواره و مبلغ ۵ میلیون تومان تعلق گرفت به: خانم حدیث ناظری از بندرعباس
۲-لوح تقدیر. تندیس جشنواره و مبلغ ۳ میلیون تومان تعلق گرفت به: خانم سیده اکرم شاروبند آزاد از دشتستان
۳-لوح تقدیر. تندیس جشنواره و مبلغ ۲ میلیون تومان تعلق گرفت به: خانم سارا خادمی پور از اندیمشک

مجید قیصری، محمد کشاورز و احمد آرام اعضای هیات‌داوران دومین دوره جایزه ادبی کیش بودند که در بیانیه خود آورده‌اند داستان‌های این دوره نسبت به دوره اول از نظر کمی رشد چشمگیری نداشتند اما به لحاظ محتوی و ساختار ادبی آثار قابل قبول‌تری را شاهد بودیم.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...