کتاب «مشت‌زن» اثر حسن موسوی اثر اول جایزه بزرگ تصویرگری براتیسلاوا در سال ۲۰۱۹ شد.

مشت زن حسن موسوی

به گزارش مهر، این کتاب توسط انتشارات کتاب‌های طوطی «بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی» منتشر و توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان نامزد دریافت این جایزه در کشور اسلواک معرفی شده بود. کانون پرورش فکری به‌عنوان نماینده ایرانی این مسابقه در هر دوره با اعلام فراخوان به ناشران و جمع‌آوری آثار برگزیده تصویرگران ایرانی، اقدام به برگزاری نشست داوری با حضور تصویرگران و کارشناسان این حوزه می‌کند.

بر همین اساس نمایندگانی از شورای کتاب کودک و انجمن تصویرگران ایران نیز در شورای سیاست‌گذاری، بررسی و داوری آثار هنرمندان کشور با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری می‌کنند. داوران در این دوره آثار ۱۵ تصویرگر ایرانی از کتاب‌های ناشران مختلف را به عنوان نامزد دریافت جایزه دوسالانه تصویرگری (IBBY) براتیسلاوا ۲۰۱۹ معرفی کردند.

«مشت‌زن» کتابی تصویری است که دنیای پرشور قهرمانی را روایت می‌کند که در تقابل محبت و خشم گرفتار شده است و هرچه او با خشم بیشتری مشت می‌زند دنیایش کوچک‌تر می‌شود تا این‌که دیگر اثری از آدم‌های اطرافش نمی‌ماند، انسان‌دوستی و کنترل خشم و قدرت، پیام مهمی است که تصویرهای متفاوت را به مخاطب یادآوری می‌کند. این کتاب پیش از این نیز به فهرست کلاغ سفید کتابخانه‌ی بین‌المللی مونیخ و نمایشگاه تصویرگری ۲۰۱۸ شارجه راه‌یافته بود.

دوسالانه‌ تصویرگری براتیسلاوا یکی از قدیمی‌ترین رویدادهای بین‌المللی تصویرگری کتاب کودک در کنار جایزه‌ هانس کریستین اندرسن، از مهم‌ترین جوایز تصویرگری کتاب‌های کودک و نوجوان است. این رویداد هنری از سال ۱۹۶۷ میلادی با پشتیبانی یونسکو به عنوان یکی از مهم‌ترین مسابقات تصویرگری جهان زیر نظر دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) هر دو سال یک بار در شهر براتیسلاوا کشور اسلواکی برگزار می‌شود.

حسن موسوی متولد سال ۱۳۶۲ در قم است. او فعالیت حرفه‌ای خود را با مجله کیهان بچه‌ها از سال ۱۳۸۴ آغاز کرده است و در کارگاه‌ها و نمایشگاه‌های متعدد ملی و بین‌المللی مانند براتیسلاوا (اسلواکی، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳)/ فستیوال بلونیا (ایتالیا، ۲۰۱۳)/ موزه ایتاباشی (ژاپن، ۲۰۱۳)/ فستیوال شارجه (امارات، ۲۰۱۳)/ نمایشگاه تصویرسازی مونیخ (آلمان، ۲۰۱۴)/ نمایشگاه تصویرسازی بلژیک (۲۰۱۴)/ نمایشگاه تصویرسازی دانمارک (۲۰۱۴)/ نمایشگاه تصویرسازی بیروت (لبنان، ۲۰۱۴)/ نمایشگاه تصویرسازی (آلمان، ۲۰۱۵)/ نمایشگاه تصویرسازی بیروت (لبنان، ۲۰۱۵) حضور داشته است.

هدف مؤسسه‌ BIBIANA و بنیان‌گذاران این دوسالانه فراهم کردن شرایطی برای ارزیابی و گسترش تصویرگری است. به‌این‌ترتیب بهترین آثار منتشرشده در دو سال گذشته به نمایش درمی‌آیند و کارشناسان و داوران بین‌المللی از سراسر دنیا از میان این آثار به ۵ اثر سیب طلایی اهدا می‌کنند و یک اثر را برای دریافت «جایزه‌ی بزرگ» انتخاب می‌کنند. پیش ‌از این تنها در سال ۲۰۰۵، علیرضا گلدوزیان از ایران توانسته بود این جایزه‌ تصویرگری کودک را دریافت کند.

بیست‌وهفتمین دوره‌ دوسالانه‌ تصویرگری براتیسلاوا، امروز سوم آبان ۱۳۹۸ (۲۵ اکتبر ۲۰۱۹) در قلعه‌ قدیمی براتیسلاوا با کنفرانس خبری و اعلام نتایج داوری آغاز می‌شود و تا ۱۵ دی ۱۳۹۸ (۵ ژانویه ۲۰۲۰) با برپایی کارگاه‌ها، نشست‌ها و همایش‌های ادبیات کودک و نوجوان با حضور نویسندگان و تصویرگران برجسته و برگزیده‌ی بین‌المللی ادامه خواهد داشت.

علی بوذری، تصویرگر ایرانی و هیات‌علمی دانشگاه هنر تهران، امسال برای دومین بار به عنوان عضو هیات‌ داوران این دوسالانه همکاری داشت.

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...