مایکل روزن [Michael Rosen] نویسنده بریتانیایی برنده جایزه قلم پینتر ۲۰۲۳ برای مجموعه آثار بی‌باکانه‌اش شد.

مایکل روزن [Michael Rosen]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مایکل روزن، نویسنده بیش از ۲۰۰ کتاب برای کودکان و بزرگسالان، برنده جایزه قلم پینتر سال ۲۰۲۳ برای آنچه داوران از آن به عنوان مجموعه‌ آثار «بی باکی» ‌خواندند که «درس انسانیت» می‌دهد، شد.

روزن این جایزه را در مراسمی که ماه اکتبر در کتابخانه بریتیش برگزار می‌شود، دریافت خواهد کرد. این جایزه که به یاد نمایشنامه‌نویس انگلیسی هارولد پینتر تأسیس شد، به نویسنده‌ای مقیم بریتانیا، ایرلند یا کشورهای مشترک المنافع که - به قول پینتر در سخنرانی سال ۲۰۰۵ برای دریافت جایزه نوبل - عزم ذهنی شدید برای تعریف واقعی حقیقت زندگی و جوامع ما داشته باشد، اهدا می‌شود.

روزن این جایزه را با نویسنده شجاعی تقسیم خواهد کرد که به انتخاب خودش از فهرستی شامل نویسندگان بین‌المللی که فعالانه از آزادی بیان دفاع کرده‌اند و اغلب در معرض خطر هستند، برمی‌گزیند.

روزن ضمن تشکر از دریافت این جایزه گفت: درد و رنج بسیار واقعی است و همیشه وجود دارد.

این نویسنده خالق کتاب‌های پرفروشی است که کتاب پرفروش سال ۱۹۸۹ با عنوان «ما به شکار خرس می‌رویم»، کتابی غم‌انگیز که تجربه غم و اندوه روزن پس از مرگ پسرش را بررسی می‌کند، از جمله آنهاست. از جدیدترین کتاب‌های او هم «انواع خیلی متفاوت عشق» است که او تجربه نزدیک به مرگش را از ابتلا به بیماری کووید ۱۹ شرح داده است.

روث بورثویک، داور این رقابت و رییس بنیاد پن انگلیس، گفت: روزن پیشگام سبکی برای کودکان شده که دنیای روزمره آنها را منعکس می‌کند و با استفاده از طنز و بازی کلمات برای اعتبار بخشیدن به روش‌های تخیلی آنها شکل می‌گیرد.

در کنار بورثویک در هیات داوران، ریموند آنتروبوس شاعر و آمبر میسی بلومفیلد نویسنده و کارگردان تئاتر هم جای داشتند. آنتروبوس از روزن به عنوان یک زبان شناس پرشور، انسان شناس با استعداد، گنج ملی و سفیر چرندیات یاد کرد و افزود: تأثیر چشمگیر و غیرقابل انکار روزن بر زبان، ادبیات و سواد انگلیسی منحصر به فرد و شایسته پاداش‌های مهم است.

میسی بلومفیلد هم از روزن چنین یاد کرد: او یک موهبت نادر و ارزشمند دارد: توانایی پرداختن به جدی‌ترین مسایل زندگی با روحیه شادی، شوخ طبعی و امید. او در پاسخگویی به قدرت جسور است و با این حال درس انسانیت می‌دهد و یادآوری می‌کند چگونه در مواقع آسیب‌پذیری می‌توانیم بهترین نمونه خود را کشف کنیم.

این کارگردان در ادامه روزن را یک «الگو» خواند نه فقط برای «میلیون‌ها کودکی که او در شکل‌دهی دنیایشان نقش داشته است»، بلکه برای «بزرگ‌ترهایشان» و تاکید کرد: ما به چهره‌های شبیه او بیشتری نیاز داریم.

روزن ۷۷ ساله بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ ملک‌الشعرای کودکان بریتانیا بود و در حال حاضر استاد ادبیات کودک در گلداسمیتز، دانشگاه لندن است.

جایزه قلم پینتر سال ۲۰۰۹ تأسیس شد و مالوری بلکمن در سال ۲۰۲۲ این جایزه را دریافت کرد. کارول آن دافی، حنیف قریشی، کاکونسا بوکیراباشاایجا نویسنده اوگاندایی که پس از انتشار اولین کتابش در سال ۲۰۲۰ بازداشت و شکنجه شد و امانوئل آسترا که توسط دولت اریتره در سپتامبر ۲۰۰۱ دستگیر شد از برندگان قبلی این جایزه هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...