سه شنبه شب نشست شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدی نژاد تشکیل شد.

در این نشست اساسنامه "جشنواره پروین اعتصامی" مورد بررسی قرار گرفت و مقرر شد از سال آینده مبنای برگزاری کیفی و مطلوب این جشنواره قرار گیرد.

همچنین بررسی ضرورت پیوست فرهنگی طرحهای اقتصادی، صنعتی و عمرانی مورد بررسی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت و مقرر شد به منظور پیشگیری از آسیب‌های فرهنگی، برنامه ها و طرحهای اقتصادی، صنعتی، عمرانی و خدماتی دارای پیوست فرهنگی باشند.

بر اساس گزارش مهر، پیوست فرهنگی باید متضمن پیش بینی ابعاد تاثیرات فرهنگی و اجتماعی طرحهای مذکور و استنادات لازم مبنی بر مفید بودن طرحها از لحاظ تاثیر بر فرهنگ اسلامی - ایرانی مردم و عدم آسیب زایی فرهنگی باشد و در این راستا هیئتی متشکل از وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر صنایع و معادن، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزیر اقتصاد و دارایی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون نظارت راهبردی رئیس جمهور و همین طور پنج نفر از صاحب نظران عرصه های فرهنگی و موضوعات موردنظر تشکیل شود تا پیش نویس آیین نامه پیوست فرهنگی را ظرف 6 ماه تدوین و جهت تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کند.

هیئت مذکور موظف است طرحهای لازم و پیشنهادات مناسب را درباره چگونگی و ابعاد این پیوست، بخشهای آن، نحوه اجرا، فاصله های زمانی لازم و تقویت رویکرد فرهنگی در تمام عرصه های اقتصادی، عمرانی، صنعتی و فرهنگی ارائه کند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...