برگزیدگان چهارمین جایزه ادبی سیمین دانشور از میان ۴۵۸ اثر داستانی با موضوع آزاد معرفی شدند.

چهارمین جایزه ادبی سیمین دانشور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این جشنواره چهارمین دوره خود را طی می‌کند و تاکنون موفق به شناسایی شماری از صاحب قلمان و نویسندگان خوش ذوق و مستعد شده است.

در مجموع ۳٠ اثر به مرحله نهایی راه یافت و ده نویسنده توانستند با خلق آثار شاخص و داشتن خلاقیّت و به کارگیری اصول داستان‌نویسی مقام‌های این جشنواره را کسب کنند.

ده اثر برگزیده و نویسندگان برتر شامل ِگیشه‌زار نوشته نیلوفر اسماعیلی، گرومب اثر چکاوک کافی، بچه‌های نیمروز نوشته محمدسعید احمدزاده، سیاه تابستان اثر صنم فاضل، آسو، آسو و… نوشته علی شاهمرادی، پایانه شرقی اثر ایمان مسگرزاده، استخوان ترکاندن نوشته ندا علی‌پور، هفت گزارش و پنج نامه اثر حمید واشقانی فرهانی، پشت پرده خاکستری نوشته فریبا کریمی و دری که کوبه ندارد به قلم نسیم سلطان‌بیگی است.

همچنین بر اساس بیانیه هیأت داوران این مسابقه، داستان‌های لحد نوشته علی لشنی‌زند، سدره به قلم امین حسن‌راد، درنگی تاریک در نقطه‌ای دور نوشته لیدا قهرمانلو و آن‌گونه که تکثیر می‌شویم به قلم شقایق صابر هم از میان آثار رسیده شایسته تقدیر شناخته شدند.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...