جایزه ادبی « اشتاین بک» ویژه نویسندگان نوقلم در دبیرستان‌های ایالات متحده امریکا برگزار شد.

به گزارش فارس، این جایزه که به خاطر «پانی سرخ» اثر پرفروش «جان اشتاین‌بک» نویسنده صاحب‌نام امریکایی و چندین دهه فعالیت او در حوزه ادبی به این نام خوانده می‌شود با حضور دانش‌آموزان دبیرستانی 26 مدرسه از سراسر ایالات متحده برگزار شد.

دانش‌آموزان نوقلم در این مراسم با حضور در دبیرخانه جایزه ملی «اشتاین‌بک» در روز ملی نوشتن در آمریکا داستان‌هایی را درباره رویایی‌شان با یک اسب پانی که کوچک‌ترین نژاد اسب است به رشته تحریر در آوردند و به این دبیرخانه ارائه کردند. جایزه ادبی «اشتاین بک» هر سال در روز ملی نوشتن در دو بخش داستان و مقاله برگزار می‌شود.

دانش‌آموزان شرکت کننده در این مراسم می‌توانند در یکی از این رشته‌ها شرکت کنند و تنها پیرامون موضوع ارائه شده مقاله و داستان خود را ارائه دهند.
به‌ گفته دبیر جایزه اشتاین بک، این جایزه هر سال برای کشف استعداد‌های داستان‌نویسی در میان دانش‌آموزان و پرورش و شکوفایی قابلیت‌های داستان‌نویسی آنها برگزار می‌شود.

جایزه ادبی اشتاین بک امسال با حضور بیش از 50 دانش‌آموز نوقلم از ایالت‌های مختلف آمریکا مثل سانتاکروز، سان‌فرانسیسکو، آیوا، سنت لوییز، مونتری و ... در این مراسم حضور داشتند.

به‌واسطه زبان صریح و تند خود معمولا در زمره طردشدگان قرار می‌گرفتند... حال اروپایی را شرح می‌دهد که قربانی اصلی جنگ است. مثله‌شده‌ای که در زیر بدن میلیون‌ها جسد دفن گردیده... سبدی پر از چشم‌های انسان چون صدف‌های تازه دریایی یا چربی انسان به مثابه ابزاری برای تسهیل اصلاح صورت... بیش از آنکه دربند رنجِ خود باشد در بند رنج دیگری است ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...