در آیین اختتامیه نخستین دوره جایزه سال سهراب سپهری، مجموعه شعر «ماهبان» اثر محسن حسینخانی به عنوان برگزیده نهایی اعلام شد.

ماهبان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ نخستین دوره جایزه سال سهراب سپهری از سوی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری کاشان با هدف پاسداشت اندیشه‌ها و آثار سهراب سپهری، شاعر و نقاش نامدار معاصر، و ترویج نگاه انسانی و هنری وی برگزار شد.
این رویداد ادبی با حضور چهره‌هایی از استان‌های مختلف کشور و استقبال شاعران جوان و پیشکسوت در ۲ بخش «شعر» و «تصویرسازی» شکل گرفت.

در بخش شعر نو این جایزه ۱۱۵مجموعه شعر از شاعران سراسر کشور به دبیرخانه ارسال شد و پس از چند مرحله داوری، پنج اثر به مرحله نهایی راه یافتند. آثار راه‌یافته شامل «فرفرۀ کولی» نوشته مهدی حاتمی، «استخوان‌های گرسنه» اثر صابر سعدی‌پور، «شکوفه‌هایم گنجشک می‌شوند» سروده لیلا پیکری‌فر، «پشت کدام ابر مانده‌ای» اثر یوسف علی‌پور و «ماهبان» نوشته محسن حسینخانی بودند.

بر اساس رأی نهایی هیأت داوران متشکل از مصطفی علیپور، علیرضا فولادی و سیدعلی میرافضلی، مجموعه شعر «ماهبان» اثر محسن حسینخانی شاعر کرمانشاهی شایسته دریافت عنوان برگزیده نهایی شناخته شد.

جایزه سال سهراب سپهری به‌عنوان تنها رویداد ادبی کشور که به‌طور اختصاصی در حوزه شعر نو برگزار می‌شود در بهار ۱۴۰۴ پایه‌گذاری شده و هدف آن علاوه بر بزرگداشت جایگاه سهراب سپهری، جریان‌سازی در شعر معاصر ایران و حمایت از شاعران نوگرا عنوان شده است.

در حاشیه این مراسم، از کتاب گزیده آثار راه‌یافته به مرحله نیمه‌نهایی نیز رونمایی شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...