چشم‌انداز غزل معاصر فارسی | ایبنا

«سنت و نوآوری در غزل دهه شصت» عنوان کتابی است که حسین خلفی به رشته تحریر درآورده و انتشارات آموزشی و پژوهشی بوعلی آن را در 224 صفحه چاپ و منتشر کرده است. خلفی در این اثر پژوهشی با تاکید بر آثار و آراء حسین منزوی، محمدعلی بهمنی، قیصر امین‌پور و خسرو احتشامی به واکاوی غزل‌های سروده شده دهه 60 می‌پردازد و با دست‌مایه قرار دادن ویژگی‌های عمده غزل‌های نو در این دهه به نقد و بررسی و چگونگی زایش و آفرینش این قالب شعری همت می‌گمارد.

خلفی «سنت و نوآوری در غزل دهه شصت» را در پنج بخش متوالی با عناوین کلیات، درآمدی بر نقد ادبی و شعر معاصر، جریان شناسی غزل معاصر از ابتدا تا انقلاب اسلامی و کلیات شعر دهه شصت تا کنون به خوانندگان خود ارایه کرده است.

نویسنده کتاب در بخش نقد ادبی و شعر معاصر به تشریح کلیات نقد ادبی، نقد ادبی در ایران، جریان‌شناسی شعر معاصر و همچنین شعر دوره بازگشت، شعر دوره مشروطه و پس از آن به نیما و شاعران پس از نیما می‌پردازد و در یک نگاه کلی تاثیر اندیشه‌های نیما را بر غزل معاصر فارسی بازمی‌نماید.

وی همچنین در بخش جریان‌شناسی غزل معاصر از ابتدا تا انقلاب اسلامی به شرح و بسط قالب غزل به شعر کلاسیک غزل فارسی مشروطه و بعد از آن می‌پردازد و چشم‌انداز غزل معاصر فارسی را از ابتدا تا انقلاب اسلامی به‌صورت مفصل تشریح می‌کند.

در چهارمین بخش کتاب که اصلی‌ترین مبحث مورد نظر نویسنده است، خواننده با کلیات شعر دهه شصت تاکنون آشنا می‌شود، جایی که نویسنده پژوهنده کتاب، خواننده خود را با ویژگی‌های عمده غزل نو دهه شصت آشنا می‌کند. در این بخش نویسنده زبان و گونه‌های زبانی، عاطفه و اندیشه شعری، صور خیال، سنت‌ها و نوآوری‌های غزل و نقش سنت را به خوبی توضیح می‌دهد و پس از آن شعر شاعران مورد بحث را یکی پس از دیگری واکاوی و تشریح می‌کند.

اولین شاعر این مجموعه، حسین منزوی است؛ شاعری که یکی از ماندگارترین و شاخص‌ترین چهره‌های ادبیات معاصر است. شهرت منزوی بیشتر به‌خاطر غزل‌سرایی اوست؛ شاعری که در دوره‌های اخیر اثبات کرد غزل رو به زوال نیست. وی با تحول و نوآوری در غزل معاصر جانی دیگر به این قالب سنتی داد و اثبات کرد که می‌توان ضمن حفظ قالب سنتی، زبان و بیان و اندیشه نو داشت. نویسنده در این بخش می‌کوشد تا خواننده را با جنبه عاطفی و اندیشگانی شعر منزوی آشنا کند و پس از آن به سراغ نمادهای غالباً حماسی شعر منزوی می‌رود و سپس عشق از نگاه منزوی را مورد واکاوی قرار می‌دهد و پس از آن به زبان، مفاهیم بومی، کلمات و واژگان نو و کهن و همچنین ترکیبات و تصویر سازی‌های نو و بکر حسین منزوی می‌پردازد.

دومین شاعری که در این مجموعه زیر ذره‌بین خلفی قرار می‌گیرد، خسرو احتشامی است. نویسنده در این بخش، مهم‌ترین ویژگی‌های غزل احتشامی را که همان ریزه‌کاری‌های زبانی و مفهومی شعر حافظ است، مورد بازبینی قرار می‌دهد، از تکرارهای خاص شاعرانه و به‌کارگیری اوزان متنوع غزل‌های این شاعر بحث می‌کند و در حوزه اندیشه و عاطفه احتشامی را شاعری معرفی می‌کند که اندیشه‌اش بازتاب اندیشه‌های فرهنگ و آیین و ایل و تبار قشقایی‌اش است.

سومین شاعری که حسین خلفی در «سنت و نوآوری در غزل دهه شصت» به آن می‌پردازد، محمدعلی بهمنی است؛ شاعری جنوبی که در قالب‌های مختلف کلاسیک، نیمایی و سپید شعر سروده است. خلفی می‌کوشد تا در این بخش خواننده را با ترکیبات خاص شعر بهمنی، کاربردهای حماسه و اسطوره، کاربردهای واژه‌های عامیانه، زمان‌نگاری،‌ چگونگی قافیه‌سازی، نوآوری‌های زبانی و اندیشگانی، غزل‌های محاوره‌ای و تصویری و همچنین زبان بومی و محلی شعر بهمنی آشنا کند.

آخرین شاعری که در این کتاب مورد بررسیِ خلفی قرار گرفته، قیصر امین‌پور است. در این مبحث نویسنده پس از شرح مفصلی درخصوص زندگینامه قیصر، به ویژگی‌های شعر او می‌پردازد و مضمون‌های بکر، اندیشه‌های نو، زبان امروزی، گوناگونی موضوعات و وزن خوش‌آهنگ امین‌پور را مورد بررسی قرار می‌دهد و با بحث درخصوص دیدگاه‌های شعری قیصر، او را شاعری متعهد با زیربنای فکری مذهبی و اخلاقی و اندیشمندانه معرفی می‌کند و احساس امین‌پور را سرشار از عواطف و احساسات شخصی و شاعرانه‌ای می‌داند که منِ شاعری‌اش از حیطه درونی، گستره‌ای اجتماعی یافته است؛ شاعری که محیط پیرامون خود را به‌خوبی می‌شناسد و من‌های بشری‌اش از مرزهای زمان و مکان فراتر رفته است.

در این کتاب به‌سادگی می‌توان دریافت که غزل در دهه شصت به‌خصوص در غزل بهمنی شیوه روایتگری به خود می‌گیرد و این نوع روایتگری بیشتر از نوع داستانی و به‌کارگیری عناصر طبیعت شکل می‌گیرد. الگوی هجایی سنتی شکسته می‌شود و غزل به‌سبک شعر نیمایی نوشته می‌شود. در غزل‌های منزوی تغزل‌های عاشقانه موج می‌زند و شاعر از من شخصی خود و عواطف و احساسات شاعرانه سخن می‌گوید. در غزل خسرو احتشامی، مفاهیم عشایری و روستایی بر اساس پشتوانه فکری فرهنگی بومی شکل می‌گیرد. غزل‌های امین‌پور بر اساس تعهد و مذهب، چکیده شعر مفاهیم انقلاب اسلامی می‌شود و در یک کلام می‌توان گفت که در شعر دهه 60، احتشامی نماینده غزل عشایری و روستایی، بهمنی نماینده فرهنگ جنوبی و دریا، منزوی نماینده عواطف و عاشقانه‌ها و قیصر، نماینده شعر انقلاب است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...