برنامه‌های دومین روز گرامیداشت خیام با حضور مسئولان و چهره‌های ایرانی و اسپانیایی در دانشگاه کمپلوتنسه اسپانیا برگزار شد.

به گزارش مهر، دومین روز برنامه‌های بزرگداشت هزارمین سالگرد تولد خیام در اسپانیا، در دانشگاه کمپلوتنسه توسط مرکز خیام در این‌کشور برگزار شد.

به‌این‌ترتیب در ادامه سخنرانی‌های روز اول این‌رویداد که در دانشگاه نبریخا برگزار شدند، دیروز سه‌شنبه ۲۹ بهمن، دو نشست دیگر درباره خیام  در دانشگاه کمپلوتنسه برپا شدند.

در ابتدای مراسم یادشده پس از خوشامدگویی داماسو لوپز معاون دانشگاه کمپلوتنسه، حسن قشقاوی سفیر جمهوری اسلامی ایران ضمن صحبت درباره خیام و همکاری‌های دانشگاه کمپلوتنسه، به تندیس خیام در این‌دانشگاه پرداخت.

در ادامه نجمه شبیری ضمن اشاره به دانشگاه کمپلوتنسه به‌عنوان خانه خود که سال‌ها در آن آموخته است، گفت: برنامه امروز نیز در ادامه دو نشست دیروز در دانشگاه نبریخا برگزار می‌شود. این‌مراسم در واقع، همزمان در دو دانشگاه مهم اسپانیا یعنی دانشگاه نبریخا ( مدرن ترین دانشگاه مادرید) و دانشگاه کمپلوتنسه با بیش از ۵۰۰سال قدمت برگزار شد.

وی با اشاره به برگزاری پنجمین نشست در خانه آسیا، از سخنرانان نشست سوم دعوت کرد مقاله‌های خود را ارائه دهند.

عناوین سخنرانی‌های نشست سوم به این‌ترتیب بود: «اکنونِ خیامی در چشم انداز صورتهای امروزی اکنون گرایی»، «رازها و سکوت های خیام»، «تفسیری روانکاوانه از مضمون لذتگرایی در رباعیات خیام»، «تحلیل شناخت خیام با برگردان اشعارش»، «حیرت و لاادری گری خیّام نیشابوری نسبت به درک حقیقت آفرینش»، «رمانس ترجمه و نقد؛ پیشینه نخستین ترجمه های رباعیات خیام به انگلیسی و نقد آنها تا امروز»، «تاثیر فلسفه رواقیان بر نظام فکری خیام به استناد اشعار او».

پس از پایان نشست سوم، جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد و همچنین پس از یک استراحت کوتاه، نشست چهارم با پنج سخنرانی به‌این‌ترتیب ادامه پیدا کرد: «خیام در بیاتی و اثر تئاتری آن با عنوان  محاکمه در نیشاپور»، «دستاوردهای علمی خیام نیشابوری  نابغه ریاضی و رباعی در سپهر تمدن اسلامی»، «نخبه کشی در جهانی کافکایی؛ روایت تامر از خیام»، «چهارده رباعی خیام» و «نوروزنامه خیام نیشابوری».

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...