«بوستان» سعدی به قلم کارلو سکونه به ایتالیایی ترجمه و منتشر شد.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، نخستین ترجمه‌ ایتالیایی «بوستان» سعدی با عنوان «بوستان، راهنمانامه‌ای از حکمت اخلاقی و معنوی قرن هفتم ایران» با برگردان، مقدمه و حواشی کارلو سکونه، استاد ادبیات فارسی دانشگاه بولونیا و ایران‌شناس، در انتشارات «چنترو اسد بی ـ آمازون ای پی» (سیاتل) منتشر شده است.

این کتاب ترجمه‌ کامل «بوستان» است که مقدمه‌ پژوهشی ـ علمی، کتاب‌شناسی و فرهنگ معانی در آن گنجانده شده است. بیش از ۱۰۴۰ پاورقی خواننده‌ ایتالیایی را برای درک مفاهیم دشوار متن راهنمایی می‌کند. ترجمه کتاب با وفاداری به اصل متن، مصرع به مصرع برگردان و به طور عمودی در صفحه چیده شده است. وفاداری ترجمه، وفاداری‌ عروضی نیست ولی به ریتم بیت‌ها توجه ویژه‌ای شده و از این رو به ترجمه‌ای منظوم نزدیک است.

پیش‌تر در ایتالیا از آثار سعدی پنج ترجمه از «گلستان» و یک ترجمه‌ منتخب از «دیوان» (با ۱۰۱ غزل) منتشر شده بود.

«بوستان» جهان آرمانی فرهنگ ایرانی است، فرهنگی که در پرتو ذوق حکیمانه و جامع‌نگرانه‌ شیخ شیراز و با استفاده از اندیشه‌های ایران پیش از اسلام و تلفیق و ترکیب آن با تعالیم اسلامی سرشار و گرانبار شده است. «بوستان» سعدی به میزان «گلستان» در غرب شهرت ندارد و این اثر به همراه سایر آثار سعدی یا بخش‌ها و گزیده‌هایی از آن به زبان‌های اروپایی و جز آن ترجمه شده است.

مشخصات ایتالیایی کتاب:

Sa'di di Shiraz, Il Verziere (Bustān).Un manuale di saggezza morale e spirituale dalla Persia del '۲۰۰, introduzione, traduzione e note a cura di Carlo Saccone, Centro Essad Bey-Amazon IP, Seattle ۲۰۱۸

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...