"الهی نامه" شیخ عطار نیشابوری پس از چاپ مثنوی و "منطق الطیر" شیخ عطار نیشابوری به زبان ازبکی ترجمه و منتشر شد.

به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از اداره‌کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، استاد جمال کمال کمر همّت به ترجمه‌ منظوم مثنوی «الهی نامه»‌ عطار بست و پس از آن ترجمه‌ منظوم ازبکی این اثر را به رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ازبکستان تحویل داد.

از این رو 5114 بیت «الهی نامه» یعنی متن کامل این اثر شیخ عطار با ترجمه‌ منظوم ازبکی از سوی جمال کمال شاعر ملی ازبکستان و با مساعدت رایزنی فرهنگی سفارت کشورمان در ازبکستان توسط انتشارات «موسیقی» در تاشکند با شمارگان 1000 نسخه با کیفیت عالی به چاپ رسید.

در این کتاب 398 صفحه‌ای دکتر ابراهیم حق‌قل، مدیر بخش ادبیات کلاسیک مؤسسه‌ زبان و ادبیات، یک مقدمه، علی‌شیر نوایی، مدیر فرهنگستان علوم ازبکستان، یک مقدمه به زبان ازبکی و محمد حسین عابدینی، سرپرست رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ازبکستان، یک مقدمه به زبان فارسی، نوشته‌اند.

این ترجمه‌ منظوم که برای اولین بار صورت گرفته است، بر اساس نسخه‌ تصحیح شده استاد فواد روحانی انجام گرفته است.

دکتر حق قل، در پایان مقدمه‌ خود می‌نویسد: علاقه‌مندان ادبیات فارسی تا به حال "الهی نامه" عطار را با ترجمه‌ منثور پروفسور نجم الدین کامل مطالعه کرده‌اند و هم اکنون امکان خواندن این اثر در شکل منظوم و به زبان ازبکی فراهم آمده است.

در مقدمه‌ کتاب به زبان فارسی نیز می‌خوانیم: آثار ارزشمند آن مرد الهی نه تنها در ایران، بلکه در سایر نقاط جهان مورد توجه قرار گرفته و خاورشناسان اروپایی نیز آثار وی را به زبان‌های زنده‌ دنیا ترجمه و منتشر کرده‌اند.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...