کتاب «خورشید و گل‌هایش» [The Sun and Her Flowers] نوشته روپی کائور [Rupi Kaur]، با ترجمه زیبا گنجی از سوی انتشارات مروارید روانه بازار کتاب شد.

خورشید و گل‌هایش» [The Sun and Her Flowers]  روپی کائور [Rupi Kaur]،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، روبی کائور، نویسنده و تصویرگر هندی- کانادایی است که کتاب «خورشید و گل‌هایش» را در سال 2017 به چاپ رساند. شعرهای این اثر با تصاویر و نقاشی‌هایی همراه است که توسط نویسنده و تعدادی از طراحان کشیده شده است تا اشعار ارتباط معنایی بیشتری با مخاطب برقرار کند. کائور پیش از این کتاب در سال 2014 مجموعه شعر «شیر و عسل» را منتشر کرد.

در شعری از این مجموعه می‌خوانیم:
«راه و رسم زندگی همین است
مادرم این را گفت
و مرا که اشک می‌ریختم
به سینه‌اش فشرد
به گل و گیاهی فکر کن که
هرسال در باغچه‌ای می‌کاری
آن‌ها به تو می‌آموزند
که آدم‌ها هم
باید بپژمرند
فروریزند
ریشه کنند
برخیزند
تا این‌که شکوفا شوند.»

کتاب «خورشید و گل‌هایش» نوشته روپی کائور، در 216 صفحه، به قیمت 54 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز، با ویراستاری سعید سعیدپور و ترجمه زیبا گنجی، توسط انتشارات مروارید منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...