کتاب «خورشید و گل‌هایش» [The Sun and Her Flowers] نوشته روپی کائور [Rupi Kaur]، با ترجمه زیبا گنجی از سوی انتشارات مروارید روانه بازار کتاب شد.

خورشید و گل‌هایش» [The Sun and Her Flowers]  روپی کائور [Rupi Kaur]،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، روبی کائور، نویسنده و تصویرگر هندی- کانادایی است که کتاب «خورشید و گل‌هایش» را در سال 2017 به چاپ رساند. شعرهای این اثر با تصاویر و نقاشی‌هایی همراه است که توسط نویسنده و تعدادی از طراحان کشیده شده است تا اشعار ارتباط معنایی بیشتری با مخاطب برقرار کند. کائور پیش از این کتاب در سال 2014 مجموعه شعر «شیر و عسل» را منتشر کرد.

در شعری از این مجموعه می‌خوانیم:
«راه و رسم زندگی همین است
مادرم این را گفت
و مرا که اشک می‌ریختم
به سینه‌اش فشرد
به گل و گیاهی فکر کن که
هرسال در باغچه‌ای می‌کاری
آن‌ها به تو می‌آموزند
که آدم‌ها هم
باید بپژمرند
فروریزند
ریشه کنند
برخیزند
تا این‌که شکوفا شوند.»

کتاب «خورشید و گل‌هایش» نوشته روپی کائور، در 216 صفحه، به قیمت 54 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز، با ویراستاری سعید سعیدپور و ترجمه زیبا گنجی، توسط انتشارات مروارید منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...