کتاب «تصنیف‌های ابوالحسن صبا» با گردآوری و آوانگاری رامتین نظری‌جو توسط نشر ماهور منتشر شد.

تصنیف‌های ابوالحسن صبا رامتین نظری‌جو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مؤسسه فرهنگی‌هنری ماهور کتاب «تصنیف‌های ابوالحسن صبا» را با گردآوری و آوانگاری رامتین نظری جو به بهای ۴۰ هزار تومان منتشر کرد. این انتشارات پیشتر کتاب‌های پژوهشی دیگری نیز از آثار زنده یاد صبا را نیز منتشر کرده که از آن میان می‌توان به این موارد اشاره کرد: «آثار استاد ابوالحسن صبا برای سنتور» و «هم‌ساز» 

نظری‌جو درباره این کتاب نوشته است:

نام ابوالحسن صبا، چهره شاخص و تأثیرگذار موسیقی کلاسیک ایرانی در سده گذشته، بیش از هر چیزی با تسلط و احاطه کم‌نظیرش در نوازندگی سه‌تار و ویلن، تهیه و تدوین ردیف برای سازهای گوناگون، تربیت نسلی از موسیقیدانان اثرگذار نسل‌های بعدی و خلق آثاری مهم و زیبا در موسیقی کلاسیک ایرانی گره خورده است. اما در این میان شاید کمتر کسی بداند که او علاوه بر اینها، در تصنیف‌سازی، در دو حیطه مختلف موسیقی «کلاسیک» ِ ایرانی و «فکاهی (کُمیک)» نیز فعالیت قابل توجهی داشته است.

در این‌مجموعه ابتدا به توضیح این تصنیف‌ها پرداخته شده و سپس از روی نسخه‌های شنیداری باقیمانده از آنها، این آثار آوانگاری شده‌اند. امید که این مجموعه بتواند به علاقه‌مندان در دستیابی به چشم‌اندازی روشن‌تر از فعالیت‌های موسیقایی ابوالحسن صبا یاری کند.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...