بازیگری از زاویه‌ای متفاوت | الف


درباره بازیگری و شیوه‌ها و سبک‌های مختلف آن کتابهای زیادی در سالهای دور و نزدیک منتشر شده است. در این میان اما «پارادوکس بازیگر» [Paradoxe sur le comédien] یکی از متفاوت‌ترین و در عین حال اساسی‌ترین کتابهاست. اثری که هر علاقمند به بازیگری نباید از کنار آن به سادگی بگذرد. نویسنده این کتاب کوچک ولی پرمایه، نه بازیگر است و نه نویسنده یا کارگردان تئاتر و سینما؛ این کتاب را دنی دیدرو [Denis Diderot]، یکی از مهمترین متفکران و فیلسوفان عصر روشنگری‌ نوشته است.

پارادوکس بازیگر» [Paradoxe sur le comédien]  دنی دیدرو [Denis Diderot]

بیش از دو قرن از نوشته شدن «پارادوکس بازیگر» می‌گذرد، اما هنوز برای مخاطبانِ علاقمندِ بازیگری، به عنوان یکی از متون کلاسیک این حوزه، منبعی مهم محسوب شده و از نکات در خور تأملی برخوردار ست. بنابراین پر بیراه نیست اگر بگوییم کسی که به شکلی آکادمیک به بازیگری می‌پردازد و یا به مطالعات نظری در این زمینه توجه دارد، باید این کتاب را بخواند.

چنانکه از یک فیلسوف و اندیشمند انتظار می‌رود، دیدرو با رویکردی مبتنی بر اندیشه فلسفی به این حوزه نگریسته است. او بازیگری را به چشم هنر می‌بیند؛ هنری که موازین آن را باید با مطالعه، تمرین، تفکر و تجربه آموخت. «پارادوکس بازیگر» درواقع رساله‌ای کوچک است که دیدرو در آن به بیان نظریاش درباره بازیگری در تئاتر پرداخته است. چرا که در آن روزگار تنها در عرصه تئاتر بود که کار یک بازیگر ظهور و بروز پیدا می‌کرد.

البته باید توجه داشت که نگاه فلسفی و رویکرد عمیق دیدرو به موضوع باعث شده تا مطالعه متن حاضر، در قیاس با دیگر کتابهای حوزه بازیگری یا آموزش آن خیلی ساده و آسان نبوده و به تامل و کندوکاو نیاز داشته باشد و در این زمینه چنانکه مترجم نیز اشاره کرده شناخت دیدرو اندیشه‌هایش می‌تواند به درک بهتر کتاب کمک کند. در این رابطه مترجم به مقدمه‌ای که برای کتاب گفتاری پیرامون ادبیات دراماتیک نوشته ارجاع می دهد. هر چند جا داشت این مقاله یا خلاصه‌ای از آن به کتاب حاضر نیز ضمیمه شود. به هر روی مترجم در برگردان کتاب تلاش کرده متنی هموار و به دور از دشواری های معمولِ متون فلسفی را برای خوانندگان معاصر ارائه کند.

همین مسئله خود مهمترین دلیلی‌ست که مترجم برای ارائه‌ی ترجمه‌ی تازه‌ی این کتاب عنوان کرده است، چراکه پیش این نیز ترجمه خوبی از آن با نام «هنرپیشه کیست؟» (نظر خلاف عرف درباره هنرپيشگان) توسط احمد سمیعی منتشر شده بود. این برگردان که بیش از شش دهه از انجام آن می‌گذرد، ترجمه‌ای‌ست وفادار به متن اصلی که از زبان فاخر و نثر کهن فارسی بهره می‌برد. بنابراین با وجود زیبایی و استوار نثر استاد سمیعی، ارتباط مخاطبان جوان این روزگار با آن دشوارتر و به همین نسبت درک کتاب نیز سخت‌تر می‎نمود. اما پرویز احمدی نژاد، در برگردان تازه این اثر کلاسیک ِ دیدرو، از زبان فارسی معیار امروز بهره گرفته است. بنابراین حاصل کار او نیز برای مخاطبان این روزگار مناسب تر به نظر می‌رسد.

«پارادوکس بازیگر» با عنوان فرعی «نظریه‌ای متفاوت درباره بازیگر» با نوشته‌ی کوتاهی از مترجم آغاز می‌شود، پیش گفتاری که در واقع اشاره‌ای است برای بازگویی دلایل ضرورت باز ترجمه این کتاب و کم و کیف ترجمه پیشین و تفاوتهای آن با برگردان حاضر. احمدی نژاد با صرف نظر کردن از نوشته‌ای که به زندگی اندیشه دیدرو بپردازد، جای آن را با مقدمه‌ای خواندنی و کارآمد درباره هنر بازیگری در زمان نوشته شدن رساله دیدرو پرداخته است. این مقدمه با عنوان «نظریه‌ای متفاوت درباره بازیگری» نگاهی دارد به نظریه‌های هنر بازیگری و کتابهایی که تا قرن هفده و هجده درباره بازیگری نوشته شده است و در این رهگذر به بازنمایی دلایل متفاوت بودن نظریه های دیدرو می پردازد.

متن خود رساله اما به شیوه‌ی پرسش و پاسخ نوشته شده است یعنی گفتگویی دو نفر درباره این موضوع، نظریات و دیدگاه های نویسنده نیز در این رهگذر به مخاطبان کتاب منتقل می‌شود. این روش یکی از شیوه‌های مرسوم در آن روزگار برای نوشتن آثار فلسفی با رویکردی موضوع محور بود که به شیوه پرسش و پاسخ سقراطی معروف است. در میانه قرن هجدهم وقتی دیدرو کتاب گفتاری پیرامون ادبیات دراماتیک را نوشت باابداع ژانر درام شیوه جدیدی را برای نمایشنامه نویسی پیشنهاد می‌کند.

در این شیوه جدید، بازیگر غریزی و بازی با تکیه براستعداد و استعداد ذاتی تا آن زمان شکل غالب محسوب می‌شد جوابگوی کار نیست؛ بنابراین ضرورت پرورش بازیگر با توانایی متفاوت احساس می‌شود. و برای اولین بار دیدرو بازیگری را در بطن مطالعه و پژوهش قرار داده و معتقد است، بازیگر درام دیگر نمی تواند فقط یک صدا باشد بلکه یک بدن متحرک است که نباید با خطابه سرا، نویسنده و یا حتی با شخصیت نمایشنامه یکی گرفته شود. در مجموع آنچه دیدرو در رساله‌ی حاضر درباره تئاتر و بازیگری نوشته، از این حوزه‌ها فراتر می‌روند و با مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و .... ارتباط پیدا می‌کنند و به طور کلی برداشتی فراتر را در اختیار خواننده قرار می‌دهد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...