چاپ سوم «فرهنگ رنسانس در ایتالیا» [Die kultur der renaissance in italian.1941] نوشته یاکوب بورکهارت [Jacob Burckhardt] با ترجمه محمدحسن لطفی منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، جنبش رنسانس با رجوع به یونان، انسان را در مرکز تاملات فکری و هنری خویش قرار داد و منشاء تحولی شگرف در انسان‌شناسی و فرهنگ اروپا شد. خواستگاه این پویش فرهنگی نخستین بار در ایتالیا بود. یاکوب بورکهارت در کتاب «فرهنگ رنسانس در ایتالیا» مستنداً نشان می‌دهد که از منظر سیاسی، شاهان جبار و خون‌خوار آغازگران رنسانس در ایتالیا بودند. کثرت این شهریاران، جنگ دایمی آن‌ها با خودشان و با پاپ‌ها برای زمین بیش‌تر و ثروت و قدرت بیش‌تر، یک خودکامگی افسارگسیخته‌ را به تعامل حق و قانون تبدیل می‌کند.

فرهنگ رنسانس در ایتالیا  یاکوب بورکهارت [Jacob Burckhardt]

یاکوب بورکهارت (1897-1818) یکی از بزرگترین پژوهندگان تاریخ در قرن نوزدهم و مشهور به پدر تاریخ هنر است. در سال 1853 نخستین نوشته خود را با عنوان عصر کنستانتین بزرگ و در 1867 هنر معماری رنسانس در ایتالیا را منتشر کرد و پس از مرگش مقاله‌هایی درباره تاریخ هنر در ایتالیا، مقاله‌هایی در تاریخ فرهنگ یونان، تأملات در تاریخ جهان و داوری هایی درباره تاریخ و تاریخ نویسان انتشار یافت.

مهمترین اثر وی «فرهنگ رنسانس در ایتالیا» (The Civilization of the Renaissance in Italy) است که در 1860 م در دویست نسخه منتشر گردید. با وجود نوشته‌های متعدد درباره رنسانس، کتاب فرهنگ رنسانس در ایتالیا نخستین کتابی است که درباره رنسانس نوشته شده است و از کلاسیک های درجه اول به شمار می آید که به همه زبان های مهم اروپایی ترجمه شده است و در ایران توسط محمدحسن لطفی تبریزی از نسخه آلمانی ترجمه شده است.

موضوعاتی چون ایتالیا در قرن چهاردهم میلادی، فرمانروایان قرن چهاردهم، فرمانروایان قرن پانزدهم، جباران کوچک، خاندان های شهریاری بزرگ، مخالفان جباریت، دولتشهرهای جمهوری: ونیز و فلورانس، سیاست خارجی دولت های ایتالیایی، جنگ همچون اثر هنری، مقام پاپ و خطرهایی که با آن پیوسته بود و وطن پرستان ایتالیا عناوین فصل اول کتاب است. در بخش های بعدی، دولت ایتالیایی و شخصیت فردی، تکامل شخصیت، شهرت و افتخار در دوره رنسانس، احیای فرهنگ دوران باستان، برابری طبقات، لباس و مُد، زبان و زندگی اجتماعی، رسوم و آداب معاشرت، آگاهی از داوری در اخلاق ایتالیایی‌های دوره رنسانس، دین در زندگی روزانه، روح رنسانس و دین، نفوذ خرافات دوره باستان و در انتها شکاکیت و بی ایمانی عمومی مواردی است که نویسنده به آنها پرداخته است.

چاپ سوم کتاب «فرهنگ رنسانس در ایتالیا» نوشته یاکوب بورکهارت با ترجمه محمدحسن لطفی در ۵۱۲ صفحه و با قیمت 120هزار تومان توسط طرح نو منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...