هرگز یک قدم پا پس نمی‌کشم | اعتماد


«هرگز یک قدم هم پا پس نکش» [Never give an inch : fighting for the America I love] این نام کتابی است که مایک پمپئو [Mike Pompeo]، رییس سازمان سیا و وزیر خارجه مورد علاقه آقای ترامپ از خاطرات خودش در این دو مسوولیت نوشته است. من اخیرا آن را خواندم. دکترین وی که معتقد است دکترین ترامپ هم هست، کلمه «امریکا اول است». این یعنی در همه اتفاقات دنیا و به هر قیمتی اول باید برای منافع امریکا مبارزه کرد. سوتیتر اسم کتابش هم هست: نبرد برای امریکایی که دوست دارم.

هرگز یک قدم هم پا پس نکش» [Never give an inch : fighting for the America I love]  مایک پمپئو [Mike Pompeo]

دوران ترامپ البته یک دوره کاملا متفاوتی با ریاست‌جمهوری‌های امریکا بود. یکی از عواملش وجود افراد تندرویی بودند که در میز سیاستگذاری کنارش می‌نشستند. از خاطرات پمپئو و نیز از کتاب خاطرات جان بولتون (اتاقی که در آن اتفاق افتاد) که قبلا خوانده بودم به خوبی فهمیده می‌شود با وجود این افراد تندرو در کنار ترامپ، کسی که معتدل‌تر از همه هست شخص ترامپ بوده.
نکته دیگر مهم در زندگی پمپئو، اعتقادات دینی اوست. بسیار پایبند و معتقد به ماوراء خودش را تعریف می‌کند. این خصلتش باعث شده که تصور کند در بسیاری از جنایات جهان، خدا پشتیبانش بوده و او راه صواب را انتخاب کرده است. این در همه جای دنیا می‌تواند خطرناک شود.

بنا به همین فلسفه که به‌رغم میل سیاسی‌اش در جای جای کتاب مشهود است، کینه عمیقی نسبت به مسلمانان ارائه می‌کند. یا در جایی می‌گوید وقتی رییس سیا بودم، حس کردم ماموران به خاطر مخفی بودن کارهای‌شان استرس فراوان دارند. من این وضعیت را با راه‌اندازی یک برنامه مشاوره مذهبی راه انداختم و با کمک چند کشیش نظامی بازنشسته ارتش الگویی مناسب با سیا راه انداختم.

پمپئو در این کتاب اذعان می‌کند که تنها معیار ما برای ورود نیروها و بیرون کردن قدیمی‌ها میزان وفاداری به رییس‌جمهور ترامپ بود. ومثل همه جای دنیا تا زمینه سخن فراهم آید به دولت‌های قبل حمله‌های عنیف می‌کند.

در کتاب «هرگز یک قدم هم پا پس نکش» به مساله اتمی ایران مفصل می‌پردازد. وقتی در فصل قبلش ریز برنامه‌ریزی سیا و خودش را برای سفر و گفت‌وگو با رهبر کره‌شمالی نقل می‌کند - که فصل خواندنی و شیرینی است - روی این نکته تاکید می‌کند که رییس‌جمهور ترامپ فقط دوست دارد مطرح شود. بنا به همین فلسفه رییس‌جمهور تحت تاثیر ماکرون در اجلاس گروه هفت در ۲۰۱۹ متقاعد به ورود مجدد به توافق هسته‌ای شد؛ من، بولتون با کمک نتانیاهو او را منصرف کردیم.

یک بخش جدی کتاب در مورد اسراییل است. بی‌رودربایستی‌ترین تعبیرات را که منافات کامل با شعار اول امریکا دارد در این بخش آورده است.

در مورد سردار سلیمانی هم خیلی نوشته است. از قبل اینکه در سازمان سیا مستقر شود، مساله قتل سلیمانی را دنبال می‌کند و می‌گوید از قبل در موردش تحقیق کرده بودم و می‌نویسد او یکی از قهرمانان جنگ ایران و عراق بود و به‌رغم قامت یک متر و 66 سانتی‌اش ژستی نظامی و چهره‌ای قهرمانانه داشت و افرادش عاشقش بودند.

به نامه بدون پاسخی که به سلیمانی نوشته اشاره می‌کند که در آن او را تهدید کرده است. بعد که رویارویی بین ایران و امریکا زیاد می‌شود بهانه برای آنها جور می‌شود که رییس‌جمهور ترامپ را راضی به کشتن او بکنند. وی می‌گوید: «می‌دانستیم جانشینی برای سلیمانی خواهند گذاشت اما هیچ کدام از چنین ترکیبی از اقتدار، ‌اندیشه، خشونت، و محبوبیت در میان مردم برخوردار نخواهند بود.» اعترافی عجیب از بد‌ترین شمن سلیمانی.

تفاصیل برنامه‌ریزی و سیر راضی کردن ترامپ و اجرای عملیات را در این کتاب شرح می‌دهد.

با توجه به اینکه وزیر خارجه بوده است در بقیه کتاب، روابط با چین، روابط با روسیه و چالش‌هایی که با آنها هست، مشکلات امریکا با مکزیک، ونزوئلا و نقاط دیگر را هم به تفصیل می‌آورد. چنانچه معروف بود در هر مناسبتی در کتاب علیه رسانه‌های امریکایی و رسانه‌های جهان نیز قلمفرسایی کرده است.
برای علاقه‌مندان به سیاست کتابی خواندنی است.

کتاب خاطرات پمپئو توسط نشر ثالث منتشر و هاجر هوشمندی آن را ترجمه کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...