کتاب سه جلدی «سه دیدار با مردی که از ماورای ذهن ما می‌آمد» نوشته نادر ابراهیمی توسط انتشارات سوره مهر در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود.

به گزارش فارس به نقل از انتشارت سوره مهر، کتاب «سه دیدار با مردی که از ماورای ذهن ما می‌آمد» که نادر ابراهیمی آن را در بین سالهای 75 تا 77 نوشته شامل تجربیات شخصی این نویسنده از دیدار با
امام خمینی(ره) است که جلد اول آن توسط حوزه هنری برای نخستین‌بار در سال 77 منتشر شد.

پس از چندی جلد دومش انتشار یافت اما جلد سوم آن منتشر نشد و به مرور با تجدید چاپ نشدن آن دو جلد این کتاب نایاب شد تا جایی که فرزانه منصوری همسر نادر ابراهیمی در گفتگویی در سال 87 اعلام کرد که این کتاب آنقدر نایاب است که خود وی نیز تنها جلد دوم آن را دارد.

اما این روزها خبر می‌رسد برای اینکه این کتاب ارزشمند بار دیگر در اختیار علاقه‌مندان به بنیانگذار انقلاب و همچنین
نادر ابراهیمی قرار گیرد دو جلد اول این کتاب همراه با جلد سوم آن همزمان با نمایشگاه کتاب تهران ارائه می‌شود.

جلد اول و دوم و سوم این کتاب هر کدام در 286 صفحه،قطع رقعی و در تیراژ 2 هزار و 500 نسخه و به قیمت 4300 تومان توسط انتشارات سوره مهر در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...