بزرگ‌ترین عملیات جاسوسی جنگ جهانی دوم | ایسنا


کتاب «فریب هیتلر»(عملیات ابرجاسوسی فتح نرماندی) [Double cross : the true story of the D-day spies] نوشته بن مکینتایر [Ben Macintyre]، اثری استثنایی در تاریخ‌نگاری جنگ جهانی دوم و به‌ویژه در حوزه مطالعات اطلاعاتی و جاسوسی. این کتاب نخستین‌بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و ترجمه فارسی آن با برگردان امیر مرزبان از سوی نشر خوب منتشر شده است.

فریب هیتلر»(عملیات ابرجاسوسی فتح نرماندی) [Double cross : the true story of the D-day spies] نوشته بن مکینتایر [Ben Macintyre

مکینتایر با روایتی زنده و پرکشش، پرده از یکی از مهم‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی متفقین برمی‌دارد؛ عملیاتی که نه تنها در موفقیت حمله نرماندی نقشی حیاتی داشت، بلکه آینده جنگ را نیز به‌طور اساسی تغییر داد.

بن مکینتایر، روزنامه‌نگار و نویسنده بریتانیایی، یکی از چهره‌های شاخص در روایت تاریخ جاسوسی قرن بیستم است. او سال‌ها در روزنامه تایمز لندن قلم زده و سبک ویژه‌ای دارد که ترکیبی از دقت پژوهش تاریخی و کشش داستان‌گویی ادبی است. همین تلفیق باعث شده آثار او هم برای متخصصان تاریخ جنگ جذاب باشند و هم برای خوانندگان عام. از جمله کتاب‌های دیگر او که به فارسی ترجمه شده‌اند می‌توان به مامور زیگزاگ و عملیات اتاق ۱۳ اشاره کرد.

موضوع اصلی کتاب «فریب هیتلر» عملیاتی است که به نام Double Cross یا «عملیات صلیب دوگانه» شناخته می‌شود. در این طرح عظیم، سرویس اطلاعاتی بریتانیا توانست شبکه جاسوسان آلمانی در خاک انگلستان را شناسایی، کنترل و در مواردی استخدام کند. این جاسوسان سپس به کانال‌های انتقال اطلاعات غلط به رایش سوم بدل شدند. به واسطه این فریب بزرگ، آلمانی‌ها متقاعد شدند که حمله متفقین قرار است در منطقه پاده-کاله انجام شود و نه در سواحل نرماندی. همین خطای محاسباتی به متفقین امکان داد تا در روز ششم ژوئن ۱۹۴۴، بزرگ‌ترین عملیات آبی–خاکی تاریخ را با موفقیت اجرا کنند.

یکی از جذابیت‌های کتاب، تمرکز مکینتایر بر شخصیت‌هاست. او صرفاً به تحلیل‌های خشک اطلاعاتی اکتفا نمی‌کند بلکه با پرداختن به زندگی، انگیزه‌ها و حتی ضعف‌های جاسوسان دوجانبه، تصویر انسانی و چندوجهی از آنان ارائه می‌دهد. شخصیت‌هایی که گاه آدم‌های معمولی بودند و ناگهان در قلب یکی از سرنوشت‌سازترین رویدادهای تاریخ قرار گرفتند. مکینتایر نشان می‌دهد که چگونه ترکیب طمع، ترس، عشق و میهن‌پرستی در کنار نبوغ سرویس‌های اطلاعاتی، این شبکه بی‌سابقه را شکل داد.

مطالعه «فریب هیتلر» بیش از آن‌که شبیه ورق زدن یک کتاب تاریخ نظامی باشد، تجربه خواندن یک رمان جنایی پرهیجان است. نویسنده با مهارت روایی خود، صحنه‌ها را به گونه‌ای بازسازی می‌کند که خواننده همراه با مأموران اطلاعاتی و جاسوسان پیش می‌رود و اضطراب، هیجان و پیچیدگی تصمیم‌ها را لمس می‌کند. در عین حال، پشتوانه پژوهشی کتاب قابل توجه است: اسناد آرشیوی، مصاحبه‌ها و گزارش‌های دقیق که روایت را مستند و معتبر می‌سازند.

فریب هیتلر»(عملیات ابرجاسوسی فتح نرماندی) [Double cross : the true story of the D-day spies]

از زمان انتشار، کتاب «فریب هیتلر» تحسین گسترده‌ای در سطح جهانی دریافت کرده است. نشریاتی مانند گاردین، تلگراف، نیویورک تایمز و ایندپندنت همگی این اثر را یکی از بهترین روایت‌های جنگ اطلاعاتی دانسته‌اند. منتقدان به‌ویژه توانایی مکینتایر در ساده‌سازی مفاهیم پیچیده اطلاعاتی و قابل فهم کردن آن برای مخاطب غیرمتخصص را ستوده‌اند. برخی آن را نه تنها یک کتاب تاریخ نظامی بلکه یک مطالعه عمیق درباره ماهیت جنگ‌های مدرن و نقش حیاتی اطلاعات در آن دانسته‌اند.

عملیات Double Cross به‌خوبی نشان می‌دهد که در جنگ‌های مدرن، برتری نظامی تنها به تعداد تانک و سرباز وابسته نیست؛ بلکه ذهن‌ها، اطلاعات و فریب‌ها نیز می‌توانند سرنوشت ملت‌ها را تغییر دهند. همان‌طور که مکینتایر روایت می‌کند، اگر نازی‌ها متوجه حقیقت می‌شدند و نیروهای خود را در جای درست مستقر می‌کردند، حمله نرماندی می‌توانست با شکست سنگینی مواجه شود. به این ترتیب، پیروزی متفقین نه فقط نتیجه قدرت نظامی، بلکه حاصل نبوغ اطلاعاتی و توانایی در ساختن یک «واقعیت جایگزین» برای دشمن بود.

«فریب هیتلر» اکنون یکی از منابع مهم درک جنگ جهانی دوم و به‌ویژه جنگ اطلاعاتی محسوب می‌شود. این کتاب جوایز متعددی را کسب کرده و در فهرست بهترین کتاب‌های تاریخی سال قرار گرفته است. برای پژوهشگران، این اثر نمونه‌ای است از چگونگی پیوند میان تاریخ‌نگاری دقیق و روایتگری ادبی. برای خوانندگان عام، کتاب تجربه‌ای پرکشش و هیجان‌انگیز است که واقعیت را به اندازه یک داستان تخیلی غیرقابل باور نشان می‌دهد.

کتاب «فریب هیتلر» نه‌تنها بازگویی یک عملیات موفق جاسوسی است، بلکه درسی است درباره قدرت فریب، اطلاعات و تخیل در شکل‌دهی تاریخ. مکینتایر با قلمی روان و استوار، ما را به پشت صحنه یکی از مهم‌ترین لحظات قرن بیستم می‌برد و نشان می‌دهد که چگونه شبکه‌ای از جاسوسان دوجانبه و ذهن‌های استراتژیک توانستند آینده جنگ و جهان را تغییر دهند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...