بیتا ناصر | آرمان ملی


نمایشنامه‌های ارائه شده در «توده‌ خاکستر و سه نمایشنامه‌ دیگر» از نظر درونمایه و پیام چه اشتراکاتی با هم دارند؟

کتاب از چهار نمایشنامه‌ معاصر تک پرده‌ای تشکیل شده است. نخستین وجه مشترک این نمایشنامه‌ها این است که همگی متعلق به کشورهای انگلیسی زبان یعنی آمریکا، انگلستان و استرالیا هستند و به جز لین ناتیج این نخستین مرتبه‌ای است که در ایران آثاری از مردیت اُکس، نیل لابیت و کنت کاچ به فارسی ترجمه می‌شود. وجه مشترک دوم این چهار نمایشنامه موضوعات جدید و درباره‌ چالش‌های انسان مدرن است؛ چالش‌هایی که بعضاً بسیار عجیب و غریب بوده و خواننده را مبهوت ساخته و به فکر وامی‌دارند.

توده‌‌ی خاکستر و سه نمایشنامه‌ دیگر در گفت‌وگو با سیدشهاب‌الدین‌ساداتی

وجه اشتراک سوم را می‌توان دنیای مردسالارانه و به چالش کشیدن آن دانست. لین ناتیج در سال 1964 در بروکلین در ایالت نیویورک آمریکا متولد شد. نمایشنامه «توده‌ خاکستر» نخستین مرتبه سال 1993 میلادی به‌عنوان بخشی از نمایشنامه‌های نوین آمریکایی جشنواره‌ هومانا که توسط بازیگران تئاتر لوئیزویل تهیه شده بود، به اجرا درآمد. به‌طور حتم، حمله به نظام مردسالارانه یا پدرسالارانه محور اصلی این نمایشنامه است، اما توصیفات و لحن نویسنده همراه با طنز و شوخی است. ناتیج با ظرافتی مثال زدنی نقش جنسیتی زنان و مردان را در این اثر ترسیم می‌کند. اما نقش‌های جنسیتی در این اثر وارونه شده‌اند و یا به‌طور کلی از بین رفته‌اند، چرا که لورین اگرچه یک زن ستم‌دیده است، اما شوهرش که نمادی از نظام مردسالارانه است را به چالش می‌کشد (سهواً موجب مرگ او شده است).

«فاصله را حفظ کنید» نمایشنامه‌ای تک پرده‌ای نوشته‌ مردیت اُکس نویسنده استرالیایی- انگلیسی است. این نمایشنامه به مسائل روان‌کاوانه در بطن روابط خانوادگی و رابطه‌ مادر و فرزند در آستانه‌ قرن بیست‌و‌یکم می‌پردازد. رخدادهای داستان در زیرِ زمین، ایستگاه مترو و قطار رخ می‌دهند، در نتیجه لایه‌های پنهان ذهن ناخودآگاه را یادآوری می‌کند. تغییر کردن مدام جایگاه قدرتی، نظریه‌های میشل فوکو فیلسوف پسامدرن فرانسوی از قدرت شبکه‌ای را یادآور می‌شود. از آنجا که شخصیت اصلی داستان یک زن است و صفاتی چون دروغگویی و ریاکاری به او نسبت داده می‌شود، این نمایشنامه از دیدگاه جامعه‌شناختی و نقد فمینیستی نیز حائز اهمیت است. تاکنون اثری از مردیت اُکس به فارسی ترجمه نشده است.

نیل لابیت نمایشنامه‌نویس، کارگردان و هنرپیشه‌ آمریکایی است. وی سال 2013 برنده‌ «جایزه‌ آکادمی هنر و ادبیات آمریکا» در حوزه‌ ادبیات شد. شخصیت‌های اصلی نمایشنامه‌های نیل لابیت مردانی خشن و خودخواه هستند. درونمایه‌ اکثر آثار نیل لابیت سبب شده است تا او را به عنوان شخصی «متنفر از زنان» و یا یک «انسان‌گریز» بشناسند. اما باید گفت که بدرفتاری‌هایی که در زمان کودکی به خصوص از سوی پدرش مشاهده کرده بود سبب شد تا لابیت به اشتباهات و رفتارهای ناپسند انسانی بیندیشد. نمایشنامه‌ «شرط بندی» برای نخستین بار سال 2012 منتشر شد. موضوع اصلی این نمایشنامه ناتوانی انسان در برقراری یک رابطه‌ صحیح با همنوع خود است. این نخستین باری است که اثری از نیل لابیت به فارسی ترجمه می‌شود.

کنت کاچ نویسنده‌ معاصر آمریکایی در کنار شاعران بزرگی همانند جان اَشبری عضو «مکتب نیویورک» بود. کاچ در نمایشنامه‌ «استاندارد طلا» قراردادی بودن نظام پولی و اقتصادی آمریکا و جهان را هدف قرار می‌دهد. «استاندارد طلا» که عنوان نمایشنامه نیز از آن گرفته شده، یک اصطلاح تخصصی در علم اقتصاد است؛ استاندارد طلا یک نظام پولی است که در آن واحد محاسبه‌ اقتصادی استاندارد وزن ثابتی از طلاست. این نمایشنامه نمونه‌ای کم‌نظیر درباره‌ استعاره‌ پول و طلا در ادبیات است. شخصیت‌های اصلی این نمایشنامه دو راهب بودایی در معبدی در چین هستند که بحث اصلی آن‌ها موضوع روز بسیار از جوامع یعنی دلار است! کنت کاچ تاکنون در ایران ناشناخته مانده بود و این نخستین مرتبه است که اثری از او به فارسی ترجمه می‌شود.

آیا می‌توان «توده‌ خاکستر» را اثری روانشناختی دانست؟ تجربه‌ زیستی ناتیج و فعالیت‌های پدرش به عنوان روانشناس چه نقشی در آثار او دارد؟

بله همان‌طور که اشاره شد، «توده‌ خاکستر» و سایر نمایشنامه‌های این مجموعه آثاری کاملاً روانشناختی هستند. والاس ناتیج پدرش روانشناس کودکان و مادرش معلم و بعدها مدیر مدرسه بود. لین ناتیج به واسطه‌ شغل والدینش از کودکی با مسائل روانشناختی آشنا بود و در تخیلات کودکانه‌ خویش آن‌ها را می‌پروراند. به همین جهت ناتیج زمانی که تنها یک دانش‌آموز دبیرستانی بود نخستین نمایشنامه‌ خود را نوشت و به چاپ رساند. وی در دانشگاه براون و مدرسه‌ ادبیات نمایشی یِیل به تحصیل پرداخت. پس از فراغت از تحصیل به مدت چهار سال در انتشارات عفو بین‌الملل کار کرد و سپس به تدریس نمایشنامه روی آورد. ناتیج متأهل و دارای دو فرزند است. وی هم‌اکنون دانشیار تئاتر در دانشگاه کلمبیاست و به امر تدریس و آموزش دانشجویان می‌پردازد.

لورین شخصیت اصلی نمایشنامه‌ «توده‌ خاکستر» زنی متأهل و در اوایل سی سالگی خود است. از طریق صحبت‌های آغازین لورین با فلورین که دوست صمیمی و هم‌سن و سال خودش است متوجه می‌شویم که عواطف لورین در طول زندگی مشترکش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. کشمکش درونی لورین نمادی از کشمکش درونی زن‌هایی است که از یک طرف از دست فردی که آن‌ها را برای مدت طولانی مورد سوءاستفاده قرار داده بود (شوهرشان) راحت شده‌اند، ولی از سویی دیگر با احساس گناه و عذاب وجدان روبه‌رو هستند، همانند لورین که تصور می‌کند عامل ناپدید شدن و یا قتل (سهوی) همسر خود است. بنابراین، ازدواج و روابط زن و مرد جایگاه اصلی را در این نمایشنامه دارند و در نتیجه رویکردهای روانکاوانه و فمینیستی بهترین روش‌های نقد برای بررسی این نمایشنامه است.

از مراحل انتخاب، ترجمه، ویرایش و انتشار «توده‌ خاکستر» بگویید. همکاری با مترجمان دیگر این اثر (مریم طریقت‌بین و سید مجتبی جعفری) به چه صورتی انجام شد؟

کار با مترجمان جوان و باانگیزه بسیار لذت‌بخش است، به‌خصوص اینکه خانم مریم طریقت‌بین و آقای سید مجتبی جعفری از دانشجویان پُرتلاش سابق من هستند. همکاری در تمامی مراحل از انتخاب اثر تا ترجمه و ویرایش به صورت هماهنگ و مشترک به پیش رفت. این مترجمان جوان و توانمند علاقه‌ زیادی به ترجمه‌ آثار جدید نشان دادند. در نتیجه، آثاری را که از مدت‌ها برای ترجمه مد نظر داشتم در اختیار آن‌ها قرار دادم و به صورت مشترک آن‌ها را ترجمه، بازخوانی و ویرایش کردیم. همچنین من تلاش کردم تا در ابتدای هر اثر مقدمه‌ای کوتاه درباره‌ آن بنویسم تا درونمایه‌های اصلی و ارزش ادبی آن‌ها برای مخاطب روشن شود، زیرا این آثار برای نخستین بار بود که به فارسی ترجمه می‌شدند و به غیر از لین ناتیج حتی یک اثر هم از آن‌ها به زبان فارسی ترجمه نشده بود.

شما به عنوان استادیار زبان و ادبیات انگلیسی از یکسو و مدیریت گروه ادبیات جهان مرکز تحقیقات زبانشناسی کاربردی از سویی دیگر فعالیت دارید. از این منظر چه حساسیت‌هایی در انتخاب آثار برای ترجمه دارید؟

از آنجا که کار اصلی بنده تدریس ادبیات انگلیسی است، همیشه به دنبال آثار ادبی جدید و فاخر هستم که شایستگی ترجمه و معرفی به خواننده‌ فارسی زبان را دارند. از طرفی دیگر، به عنوان مدیر گروه ادبیات جهان در مرکز تحقیقات زبانشناسی کاربردی، انتخاب آثار را به کشور خاصی محدود نمی‌کنم. با ارجاع به سخنان یوهان ولفگانگ فون گوته، ادیب شهیر آلمانی در قرن نوزدهم، ادبیات دیگر ملی نیست، بلکه با مفهوم ادبیات جهان به عنوان یک ادبیات فراملی و جهانی روبه‌رو هستیم. باید تلاش کنیم تا آثار فاخر و طراز اول و یا به عبارتی دیگر بهترین‌های ادبی ملل دیگر را مطالعه کنیم. از آنجا که مخاطب نمی‌تواند به چندین زبان مسلط باشد و همه‌ آثار مهم ادبیات جهان را به زبان اصلی بخواند، در نتیجه ضرورت ترجمه پیش می‌آید. به همین جهت اخیراً تصمیم گرفته‌ام تا ایچیو هیگوچی نویسنده‌ ژاپنی را نیز به فارسی زبانان معرفی کنم؛ نویسنده‌ای که رمان «پایان کودکی» او مشهورترین رمان رئالیستی ادبیات ژاپن در جهان غرب است، اما در ایران ناشناخته مانده است. به عنوان مثالی دیگر، می‌توانم به منظومه‌ «کایسا الهه شطرنج» سروده‌ سِر ویلیام جونز (مستشرق انگلیسی و نظریه‌پرداز زبان‌های هندو- اروپایی) اشاره کنم که شعر اسطوره‌ای او نزدیک به سه قرن است که در ایران ناشناخته مانده بود.

یکی از چالش‌هایی که مترجمان و ناشران در حوزه‌ نمایشنامه‌های ترجمه‌ای با آن مواجه هستند، اجرای نمایشنامه بدون در نظر گرفتن حق مالی و معنوی مترجم و ناشر است. نظر شما در این باره چیست؟ آیا با این مساله مواجه بوده‌اید؟

تاکنون با این مساله روبه‌رو نشده‌ام. به عنوان مترجم خیلی خوشحال می‌شوم که این نمایشنامه‌ها توسط کارگردانان توانمند ایرانی به روی صحنه بروند و به نوبه‌ خود، از نظر اقتصادی سهمی به عنوان مترجم برای خود نمی‌خواهم. زیرا این امر را خدمتی به جامعه‌ ادبی و فرهنگی کشورم می‌دانم. اما شرایط و موقعیت ناشر با من تفاوت دارد. به هر حال، از نظر قانونی انتشارات صاحب حقوقی اثر به شمار می‌آید و در خصوص این کتاب نشر لوگوس است که باید تصمیم‌گیری کند. با روحیاتی که از آقای دکتر سلطانی مدیریت محترم نشر لوگوس سراغ دارم، ایشان حتماً نهایت همکاری را با کارگردان‌های توانمند ایرانی خواهند داشت.

ترجمه‌ آثار ادبی در حوزه‌ نمایشنامه چه چالش‌هایی به‌همراه دارد؟ و چه تفاوتی با ترجمه‌ رمان و داستان دارد؟

سوال بسیار خوبی است. در نگاه اول شاید تفاوتی میان ترجمه‌ نمایشنامه و سایر انواع ادبی مثل رمان و داستان کوتاه قائل نشویم. اما باید تأکید کنم که اشتباه و یا بی‌دقتی در ترجمه‌ یک نمایشنامه، از خسارت‌های زبانی و ادبی فراتر می‌رود. به بیانی روشن‌تر، یک نمایشنامه‌ ترجمه شده زمانی که توسط یک کارگردان استفاده می‌شود، اگر از لحاظ صحنه‌آرایی، توصیف کردن شخصیت‌ها، گفتار و حرکت‌های شخصیت‌ها عیناً با نسخه‌ متن مبدأ مطابقت نکند، سبب ناهماهنگی و آشفتگی در اجرای آن می‌شود. عدم توجه کافی مترجم نه تنها ارتباط کلامی و مکالمه‌ شخصیت‌ها را قطع می‌کند، بلکه سبب می‌شود صحنه نیز بر خلاف توصیف نویسنده، اشتباهی و نادرست تشریح و اجرا شود و همچنین زیان مالی در پی داشته باشد.

در حال حاضر کتابی در دست ترجمه و یا آماده‌ انتشار دارید؟

خوشبختانه نشر لوگوس در هفته‌های اخیر رمان «پایان کودکی» نوشته‌ ایچیو هیگوچی را چاپ و منتشر کرده است. «پایان کودکی» مشهورترین رمان رئالیستی ادبیات ژاپن در جهان غرب به شمار می‌آید که پس از گذشت 127 سال از نخستین چاپ آن به سال 1895 میلادی در ژاپن به فارسی ترجمه شد! هم‌اکنون کتاب فرهنگ روان‌زخم: سیاست ترس و فقدان در سینما، ادبیات و رسانه در نوبت چاپ قرار دارد که انشاالله به زودی توسط نشر لوگوس چاپ منتشر خواهد شد. همچنین ترجمه‌ منظومه‌ کایسا الهه شطرنج در چند هفته‌ اخیر توسط نشر شباهنگ چاپ و روانه بازار کتاب شده است که ترجمه‌ شعر بلندی اثر سِر ویلیام جونز (صاحب نظریه زبان‌های هندو- اروپایی) درباره‌ پیدایش اسطوره‌ای بازی شطرنج است. در آخر قابل ذکر است که به‌همراه خانم مریم طریقت‌بین در حال گردآوری و ترجمه‌ چند داستان کوتاه از ایچیو هیگوچی هستیم که انشاالله پس از انجام مراحل ویرایش و بازخوانی آن را در اختیار نشر لوگوس قرار خواهیم داد.

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...