شماره ۱۵۲ مجله «آزما» با عکس روی جلد میرجلال‌الدین کزازی منتشر شد.

شماره ۱۵۲ مجله «آزما» با عکس روی جلد میرجلال‌الدین کزازی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، شماره جدید این ماهنامه ویژه آبان و آذر با مطالبی در زمینه هنر و ادبیات منتشر شده است. گفت‌وگوی اصلی این شماره با میرجلال‌الدین کزازی درباره نقش شاهنامه در فرهنگ ایرانی و مفهوم وطن از نگاه این شاهنامه‌پژوه است.

پرونده این شماره هم درباره چرایی «شکل نگرفتن رمان و داستان طنز در ادبیات معاصر» است که در گفت‌وگو با محمود حسینی‌زاد، حسن میرعابدینی، قدرت‌­الله طاهری و دیگران بررسی شده است.

نگاهی به شرایط کتابخانه و خانه‌موزه سعید نفیسی در سالمرگ او، یادی از نیما یوشیج در زادروزش با مقاله‌ای از حافظ موسوی، نگاهی به خبر انتخاب فیلم «شطرنج باد» ساخته محمدرضا اصلانی در گنجینه جشنواره «کن»، گزارشی از بی‌رونقی و کسالت این روزهای کتابفروشی‌های خیابان انقلاب، مقاله‌ای به قلم میشل دوسرتو با ترجمه‌ ناصر فکوهی درباره «نقش فرشته‌ها در ادبیات»، گزارش مستندی از ویلیام فردین درباره خانه و محل کار و زندگی مارسل پروست، در کنار پرونده‌ای از فلش‌فیکشن‌های جذاب به قلم و با ترجمه‌ اسدالله امرایی همراه با صفحات شعر و داستان و مطالب دیگر سایر بخش‌های آزمای جدید را تشکیل می‌دهند.

................ هر روز با کتاب ...............

زن با وقاحتی بی‌اندازه و خشمی غرورآمیز با کلفتش حرف می‌زند: «بروید عقب. شما بوی حیوانات طویله را می‌دهید... نوبت به کلفت می‌رسد و او با همان خشونت خشماگین و باورنکردنی، بیزاری خود را از وضع زندگی‌اش ابراز می‌دارد. درست در لحظه‌ای که به اوج خشم و خروش رسیده است و گویی می‌خواهد اربابش را خفه کند، ناگهان صدای زننده و بی‌موقع ساعت شماطه بلند می‌شود. بازی به پایان می‌رسد... محبت سطحی و ارزان‌یافته و تفقدآمیز خانم خانه هیچ مرهمی بر دل چرکین آنها نمی‌نهد ...
در دادگاه طلاق هفتمین زنش حضور دارد... هر دو ازدواج‌های متعدد کرده‌اند، شکست‌های عاطفی خورده‌اند و به دنبال عدالت و حقیقتند... اگر جلوی اشتهاتون به زن‌ها رو نگیرین بدجوری پشیمون می‌شین... اشتتلر تا پایان داستان، اشتهایش را از دست نداد، ترفیع شغلی نگرفت و پشیمان هم نشد... دیگر گاوصندوق نمی‌دزدند بلکه بیمه را گول می‌زنند و با ساختن صحنه تصادف، خسارت می‌گیرند... صاحب‌منصب‌ها و سیاستمداران، پشت ویترین زندگی‌شان، قانون و عدالت را کنار می‌گذارند ...
زنی خوش‌پوش و آراسته که خودش را علاقه‌مند به مجلات مد معرفی می‌کند... از تلاش برای به قدرت رسیدن تا همراهی برای در قدرت ماندن... قانون برای ما، تصمیم حزب است... پژوهشگرانی که در رساله‌های علمی به یافته‌های دانشمندان غربی ارجاع می‌دادند به «دادگاه‌های شرافت» سپرده می‌شدند... دریافت جایزه خارجی باعث سوءتفاهم بین مردم کشور می‌شد... ماجرای ویلایی که با پول دولت ساخت همه‌ خدمات او به حزب را محو کرد... سرنوشت تلخ او خودکشی ست ...
روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...