کتاب «قندیل کوچک» اثر غسان کنفانی [Ghassan Kanafani] و ترجمه غلامرضا امامی از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد.

قندیل کوچک غسان کنفانی [Ghassan Kanafani]

به گزارش خبرگزاری مهر، کنفانی در این کتاب داستانی تخیلی درباره امیرزاده‌ای روایت می‌کند که بعد از مرگ پدر باید به تخت بنشیند اما پدر فرمان سختی برای این کار صادر کرده است. شاهزاده مجبور است برای به دست گرفتن حکومت، خورشید را به قصر بیاورد. این اثر را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با ترجمه غلامرضا امامی و تصویرگری پرستو احدی منتشر کرده و هم‌اکنون به چاپ پنجم رسیده است.

غسان کنفانی، نویسنده و روزنامه‌نگار فلسطینی و یکی از اعضای رهبری جبهه مردمی برای آزادی فلسطین بود. وی از نویسندگان حوزه اجتماعی فلسطین و ادبیات داستانی عرب بود که آثارش به دور از شعارزدگی، مفاهیم عمیقی را درباره زندگی بیان می‌کند.

داستان «قندیل کوچک» پس از شهادت کنفانی در میان دست‌نوشته‌هایش پیدا شد.

کتاب ۴۰ صفحه‌ای «قندیل کوچک» که مناسب کودکان بالای ۱۱ سال است برای اولین بار در سال ۱۳۸۷ منتشر و برای پنجمین بار با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه بازنشر شده است. پیش‌تر نیز ۱۵ هزار و ۵۰۰ نسخه از این کتاب به چاپ رسیده بود.

«قندیل کوچک» با قیمت ۱۸ هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مجموعه شهر کتاب در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...