به مناسبت چهل‌ویکمین سالگرد شهادت شهید محمدباقر صدر، طرح «فرصت صدرخوانی» اجرا می‌شود.

فروش چهل‌ویکمین سالگرد شهادت شهید محمدباقر صدر، طرح «فرصت صدرخوانی

به گزارش کتاب نیوز، پژوهشگاه شهید صدر در چهل‌ویکمین سالگرد شهادت این بزرگوار، در طرح «فرصت صدرخوانی»، تمامی آثار عربی و فارسی او را با 20درصد تخفیف ویژه به فروش می‌رساند.
این طرح که یکشنبه ١۵ فروردین ١۴٠٠ آغاز می‌شود تا پایان آبان‌ماه ادامه خواهد داشت.
همچنین علاقه‌مندان می‌توانند آثار شهید صدر را در طاقچه با ٢٠د رصد تخفیف از روز پنج شنبه ١٩ فروردین تا یکشنبه ٢٢فروردین خریداری کنند.

برخی از تازه‌های نشر پژوهشگاه شهید صدر که در این طرح قابل خرید هستند؛ عبارت‌اند از:
کتاب «نا»: آخرین کتاب منتشرشده درباره شهید صدر است که در آن مریم برادران به روایت زندگی شهید صدر پرداخته است.

کتاب «شرح‌صدر»: ترجمه کتاب «شهید الاُمة و شاهدُها» اثر شیخ محمدرضا نعمانی از شاگردان و همراهان شهید سید محمدباقر صدر است. او تنها کسی بود که توانست به‌دور از چشم مزدوران بعثی در دوران حصر، همراه شهید صدر و خانواده‌اش باشد و این فرصت استثنایی سبب شد او تنها کسی باشد که روایت‌هایی دست اول را از یکی از مهم‌ترین دوره‌های زندگانی آن شهید والامقام ثبت و ضبط کند.

کتاب «سنت‌های تاریخی در قرآن کریم» گفتارهایی تفسیری از استاد شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر است. وی این درس‌ها را پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بنا بر ضرورت‌های پیش‌آمده در عرصه سیاسی‌اجتماعی عراق و جهان اسلام ارائه کرد. شهید صدر در این سخنرانی‌ها به ابداع روش تفسیری مهمی با عنوان تفسیر موضوعی دست زده است.

کتاب «علوم قرآن» مجموعه‌درس‌های علوم قرآن است که استاد شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر در سال ١٣٨۴ ق. برای تدریس در دانشکدۀ اصول‌الدین بغداد به رشته تحریر درآورده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...