کتاب «نگرش تاریخی به چپ فلسطین و اسرائیل»(استعمار، رهایی ملی و مبارزه‌ی طبقاتی) [Zwischen Kolonialismus, nationaler Befreiung und Klassenkampf: die palästinensische und israelische Linke: ein historischer Überblick] اثر لئون ویستری‌خفسکی [Leon Wystrychowski] با ترجمه مرجانه فشاهی توسط نشر مردم‌نگار منتشر شده است.

نگرش تاریخی به چپ فلسطین و اسرائیل»(استعمار، رهایی ملی و مبارزه‌ی طبقاتی) [Zwischen Kolonialismus, nationaler Befreiung und Klassenkampf: die palästinensische und israelische Linke: ein historischer Überblick] اثر لئون ویستری‌خفسکی [Leon Wystrychowski]

به گزارش کتاب نیوز، این کتاب نخستین کتاب درباره‌ی فلسطین از مجموعه‌ی «بایگانی بازگشوده» است که از زبان آلمانی به فارسی ترجمه شده است.

در مقدمه‌ی این کتاب آمده است: «دو تصویر افسانه‌ای از لیلا خالد در سال 1969، که چفیه به گردن و سر پیچیده و تفنگ کلاشینکف مدل اِی‌کِ47 را به نمایش می‌گذارد، تا امروز جزو مشهورترین تصاویر سمبلیک مبارزه‌ی رهایی‌بخش فلسطین است. اما کمتر کسی درباره‌ی جنبش چپ فلسطین، که این زن جوان در آن‌زمان به آن پیوست، قبل از اینکه به‌عنوان نخستین رباینده‌ی هواپیما در جهان به نمادی بین‌المللی تبدیل شود، شنیده و یا خوانده‌ است. ولی هنوز هم «جبهه‌ی مردمی برای آزادی فلسطین» (پی‌اف‌ال‌پی)، همانند «جبهه‌ی دموکراتیک برای آزادی فلسطین» (دی‌اف‌ال‌پی)، و ‌‌همین‌طور «حزب کمونیست فلسطین» وجود دارد.»

تاریخ این سه سازمان و همچنین سایر فعالان چپ فلسطینی، موضوع این کتاب است: «نخستین نظر اجمالی به زبان آلمانی درباره‌ی تاریخ احزاب و اتحادیه‌های چپ‌گرا در فلسطین را در طول تقریباً یک‌‌ربع قرن ارائه می‌کند؛ به تاریخ چپ‌های فلسطین از زمان تأسیس حزب کمونیست پس از نخستین جنگ جهانی، درمورد ایجاد «چپ نو» مسلح در دهه‌ی 1960 تا به امروز می‌پردازد و به آن نور می‌افکند؛ چپ اسرائیل - نظیر «حزب کمونیست اسرائیل»، حزب ضدصهیونیسم رادیکال «ماتزپن» - و بسیاری دیگر از اجتماعات مدنی را که در دهه‌های گذشته به وجود آمدند، هم بررسی می‌کند؛ و درنهایت، نویسنده به موضوع «صهیونیسم چپ» وارد می‌شود.»

لئون ویستری‌خفسکی، متولد 1995 دویسبورگ آلمان، استاد دانشگاه روئر بوخوم در مقطع دکترای تاریخ و شرق‌شناسی/اسلام‌شناسی است. وی یکی از مؤسسان و سردبیر مجله‌ی اسلام‌شناسی یوزور در دانشگاه بوخوم است.

مرجانه فشاهی مترجم این کتاب، زاده‌ی ۱۳۳۲ در تهران، فارغ‌الحصیل علوم سیاسی و اجتماعی از دانشگاه‌های تهران، کمبریج و گوتینگن است. از وی تاکنون ترجمه‌های بسیاری از آلمانی و انگلیسی منتشر شده است. برخی از این آثار عبارتند از: «گاندی» اثر سوسمیتا آرپ، «کسی که باد می‌کارد» اثر میشائیل لودرز، «آرماگدون در مشرق‌زمین: چگونه پیوندهای سعودی ایران را در تیررس خود قرار داد» اثر میشائیل لودرز؛ «وام برای ویرانی» (گزارش‌های منطقه‌ای از اجرای برنامه‌های مالی صندوق بین‌المللی پول) اثر ارنست ولف، «هرگز چیزی نگو» اثر میشائیل لودرز و...

کتاب «نگرش تاریخی به چپ فلسطین و اسرائیل» در 104 صفحه و به بهای 120 هزار تومان در بازار عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...