کتاب «امام حسین (ع)» نوشته محمد جواد گودینی توسط انتشارات نظری منتشر شد.

امام حسین (ع) محمد جواد گودینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات نظری کتاب «امام حسین (ع)» نوشته محمد جواد گودینی را با شمارگان ۳۰۰ نسخه و ۱۴۲ صفحه منتشر کرد. نویسنده که بیش از ۳۰ اثر در موضوعات ادبی، تاریخ اسلام، سیره اهل بیت (ع) و قرآن پژوهی تالیف کرده، در این نوشتار می‌کوشد فرازهایی از زندگانی سرور آزادگان و حق طلبان و ظلم ستیزان حضرت حسین بن علی (ع) را با بهره گیری از منابع تاریخی- روایی معتبر شیعه و اهل سنت به تصویر کشد.

کتاب از سه فصل تشکیل شده است. فصل نخست آن به شرح حال امام سوم شیعیان و سبط دوم حضرت اباعبدالله الحسین (ص) اختصاص یافته و در ادامه، به فرزندان امام (ع) اشاره مختصری می‌شود.

فصل دوم این کتاب تاریخی- روایی به بررسی گوشه‌ای از فضیلت‌های امام حسین (ع) پرداخته و به برخی صفات اخلاقی امام (ع) همچون شجاعت و جنگ آوری، رادمردی و بزرگواری، بخشش و جود، دانش و حکمت، فروتنی و زهد، عبادت و بندگی و … اشارت می‌رود.

نویسنده در فصل سوم و پایانی این اثر می‌کوشد حادثه تمدن ساز عاشورا و قیام پربرکت سالار شهیدان (ع) را مورد واکاوی و تحلیل تاریخی قرار دهد. او در پایان نیز به فضیلت زیارت امام (ع) و بخشی از آثار و برکات مادی، تربیتی و معنوی این زیارت عظمی اشاره کرده و روایاتی در این خصوص را می‌آورد و شرح می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...