کتاب «ماجراجویی در فلسفه برای دختران و پسران بلندپرواز» [Adventures in philosophy : stories and quests for thinking heroes] اثر برندن اودانوهو [Brendan O'Donoghue] منتشر شد.

ماجراجویی در فلسفه برای دختران و پسران بلندپرواز» [Adventures in philosophy : stories and quests for thinking heroes] برندن اودانوهو [Brendan O'Donoghue]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «ماجراجویی در فلسفه برای دختران و پسران بلندپرواز» اثر برندن اودانوهو با ترجمه شهاب‌الدین عباسی توسط نشر نو منتشر شده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

همه، چه پیر و چه جوان، با مطالعه‌ی این کتاب الهام‌بخش و خواندنی می‌توانند دست‌به‌کار شوند و ماجراجویی‌های بزرگ خود را شروع کنند.
قدم به ناشناخته‌ها بگذارید و در اعماق جنگل ذهنتان پیش بروید. حکایت‌های شگفت‌انگیز بخوانید و با فیلسوف‌های جسور همسفر شوید. نقشه‌های راه آنها شما را به‌سوی خِرَد و دانش راهنمایی می‌کند و نگرشتان را به دیگران و جهان و زندگی عمیقاً دگرگون می‌سازد.
ماجراجویی در فلسفه به کمک داستان‌ و پرسش و به‌کار انداختن اندیشه، حس کنجکاوی و جسارتِ پرسشگری و آموختن و تجربه کردن را در شما پرورش می‌دهد. با این کتاب ابزارهایی برای ساختن جهانِ فلسفی‌تان پیدا می‌کنید و با دنبال کردن قطب‌نمای فکریِ خود می‌توانید ماجراجویی‌هایی پرهیجان و آموزنده‌ آغاز کنید.
به ماجراجویی در فلسفه خوش آمدید!

شهاب‌الدین عباسی مترجم ای اثر، متولد سال 1345، نویسنده و مترجم ایرانی است.

«ماجراجویی در فلسفه برای دختران و پسران بلندپرواز» اثر برندن اودانوهو در 335 صفحه و با قیمت 150 هزارتومان منتشر شده و در دسترس کودکان و نوجوانان علاقمند به فلسفه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...