گزیده‌ای از زندگی «جعفر طیار» به عنوان الگوی عملی یاری ولی خدا در عصر انتظار ویژه نوجوانان زیر چاپ رفت و به زودی راهی کتابفروشی‌ها می‌شود.

زندگی جعفر طیار با پرنده مهاجر رسید مجید ملامحمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، گزیده‌ای از زندگی «جعفر طیار» به عنوان الگوی عملی یاری ولی خدا در عصر انتظار ویژه نوجوانان زیر چاپ رفت.

آماده‌سازی جامعه برای یاری امام عصر(عج) در عصر غیبت یکی از موضوعات حیاتی است و معرفی شخصیت یاران صدیق اهل بیت علیهم السلام به عنوان الگوهای عملی به طیف‌های مختلف سنی و سطوح مختلف علمی یکی از راهکارهای مطلوب برای ترویج فرهنگ انتظار است.

یکی از یاران و صحابی راستین پیامبر اسلام (ص) جناب جعفر بن ابی‌طالب است. ایشان مشهور به جعفر طیّار و ذوالجناحین سومین فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد است. جعفر پسرعموی پیامبر اکرم (ص)، برادر بزرگ‌تر امام علی (ع)، دومین یا سومین فرد مسلمان پس از امام علی (ع) است. جناب جعفر به عنوان الگوى ایمان، عمل و جهاد و شهادت در تاریخ اسلام مطرح است.

انتشارات جمکران در سالروز شهادت جعفر طیار کتابی با عنوان «پرنده مهاجر» ویژه نوجوانان به زیر چاپ برده که در آن روایاتی از زندگی درس‌آموز این یار ولی خدا را به رشته تحریر در آمده است.

کتاب «پرنده مهاجر» یکی از مجموعه ۱۴ جلدی دوستان پیامبر (ص) و علی (ع) است که به قلم «مجید ملامحمدی» و تصویرگری «اسماعیل چشرخ» به بازار کتاب عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...