خاطرات «دیوید کامرون»، نخست‌وزیر پیشین انگلیس در اولین هفته فروش خود ۲۱,۰۰۰ نسخه فروخت.

 به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، «‌ثبت وقایع» نام کتاب خاطرات «دیوید کامرون» نخست‌وزیر پیشین انگلیس است که در اولین هفته انتشارش حدود ۲۱,۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت و پس از کتاب جدید «وصیت‌ها» نوشته «مارگارت اتوود» در رتبه دوم لیست پرفروش‌های هفته اخیر قرار گرفت.

با این وجود کتاب خاطرات «‌دیوید کامرون» در جدول رتبه‌بندی پرفروش‌ترین کتاب خاطرات یک سیاستمدار، بعد از کتاب خاطرات «مارگارت تاچر»‌ و «‌تونی بلر» در جایگاه سوم قرار گرفت.

کتاب خاطرات «ثبت وقایع» سه‌شنبه هفته گذشته منتتشر شد. با توجه به آمار ارائه‌شده از سوی «نیلسن بوک اسکن» - وب‌سایت نظارت بر فروش کتاب‌ها -  تا روز شنبه، ۲۰,۷۹۲ نسخه از این کتاب به فروش رفته است.

زمانی که کتاب خاطرات «تونی بلر» با عنوان «سفر» در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، ۹۲,۰۶۰ نسخه از آن تنها در چهار روز اول انتشارش به فروش رفت. در آن زمان این سریع‌ترین فروش کتاب خاطرات از شروع ثبت آمار فروش کتاب‌ها توسط «‌نیسلن بوک‌اسکن» محسوب می‌شد.

کتاب خاطرات «دیوید کامرون» به پرفروش‌ترین کتاب غیرداستانی جلد سخت هفته و دومین کتاب پرفروش هفته در مقایسه با تمامی حوزه‌ها تبدیل شده است.

تاکنون بیش از ۳۵۰ هزار نسخه از کتاب خاطرات «‌تونی بلر»‌ به فروش رسیده است،‌ اما پس از فروش ۱۱۵ هزار نسخه‌ای کتاب خاطرات «الکس فرگوسن»‌ در هفته‌ اول انتشارش، عنوان سریع‌ترین فروش کتاب خاطرات از کتاب خاطرات «تونی بلر» ‌سلب شد.

کتاب خاطرات «جان میجر» در هفته اول انتشارش فقط  ۵,۴۱۵ نسخه فروخت،‌ اما فروش کلی این اثر به ۲۰۰,۰۰۰ نسخه رسید. کتاب خاطرات «‌گوردون براون» نیز به فروش کلی ۲۷,۸۴۶ رسید.

در هفته اول انتشار کتاب خاطرات «مارگارت تاچر» ۱۲۰,۰۰۰ نسخه از آن به فروش رفت. فروش کلی این اثر تاکنون به ۵۰۰,۰۰۰ نسخه رسیده است.

با این حال «انتشارات هارپر کالنیز»‌ (ناشر کتاب «ثبت وقایع») از آمار فروش کتاب خاطرات «دیوید کامرون» ‌ابراز رضایت و اعلام کرده کتاب صوتی خاطرات کامرون پرفروش‌ترین کتاب صوتی این انتشارات در هفته اول انتشار بوده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...