یکی از کتاب‌های مجموعه «کاپیتان زیرشلواری» [captain underpants] دیگر منتشر نخواهد شد و داو پیلکی [dav pilkey] نویسنده کتاب کودک به خاطر «کلیشه‌های نژادی زیان‌بخش و تصاویر منفعلانه نژادپرستی» این کتاب عذرخواهی کرد.

کاپیتان زیرشلواری» [captain underpants]  داو پیلکی [dav pilkey] ماجراهای اوک و گلوک: غارنشینان کونگ‌فو از آینده [The Adventures of Ook and Gluk]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب با عنوان «ماجراهای اوک و گلوک: غارنشینان کونگ‌فو از آینده» [The Adventures of Ook and Gluk] اولین بار در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.

آقای پیلکی در بیانیه‌ای گفت هدف از این کتاب به نمایش گذاشتن تنوع، برابری و حل اختلافات بدون خشونت بوده است. اما حالا متوجه شده که محتوای آن برای مردم آسیایی اشتباه و زیان‌بخش است.

این نویسنده امریکایی در بیانیه‌ای در یوتیوب نوشت: «امیدوارم خوانندگانم مرا ببخشند و از اشتباه من یاد بگیرند که کلیشه‌های نژادی حتا به‌طور ناخواسته و منفعلانه برای همگان خطرناک هستند.»
او نوشت: «عذرخواهی می‌کنم و قول می‌دهم از این به بعد بهتر عمل کنم.»

اسکولاستیک، ناشر این مجموعه گفت تلاش می‌کنند این کتاب را از قفسه‌ کتابخانه‌ها، مدارس و همچنین کتابفروشی‌ها جمع‌آوری کنند.

این کتاب یک رمان مصور است که توسط دو دوست به نام‌های اوک و گلوک که در داستان‌های «کاپیتان زیرشلواری» و پس از آن «پسران غارنشین» حضور داشتند، نوشته شده است. پیلکی گفت آنها به کمک کونگ‌فو و اصولی که در فلسفه چینی یافته‌اند، دنیا را نجات می‌دهند. چاپ اولیه این کتاب به بیش از یک میلیون نسخه در سرتاسر جهان رسید.

مجموعه «کاپیتان زیرشلواری» شامل ۱۲ رمان و اسپین‌آف‌های [محصولات جانبی از قبیل بازی و ...] بیشمار است. این کتاب‌ها با بیش از ۸۰ میلیون نسخه فروش در سرتاسر جهان در میان خوانندگان کم سن و سال بسیار محبوب‌اند؛ اما به دلیل تصاویر خشونت‌آمیز اغلب در میان کتاب‌های مورد شکایت انجمن کتابخانه امریکا قرار می‌گیرند.

اسکولاستیک گفت انتشار کتاب مورد بحث را در تاریخ ۲۲ مارس با حمایت کامل پیلکی متوقف کرده است. این انتشارات در بیانیه‌ای گفت: «ما با همدیگر تشخیص دادیم که این کتاب نژادپرستی منفعلانه را تداوم می‌بخشد و عمیقا به خاطر این اشتباه بزرگ متاسفیم.»

پلیکی گفت مبلغ پیش‌پرداخت و حق‌الزحمه‌ای را که برای این کتاب دریافت کرده به موسسات خیریه‌ای اهدا خواهد کرد که برای کودکان جوامع محروم کتاب تهیه می‌کنند و باعث ایجاد تنوع در کتاب کودک و مبارزه با تعصبات ضدآسیایی می‌شوند.

این اقدام در حالی انجام شد که در ماه‌های اخیر شاهد افزایش احساسات ضدآسیایی در ایالات متحده و افزایش آزار و نفرت نسبت به آنها بوده‌ایم.

این در حالی است که محتوای برخی کتاب‌های کودک و شخصیت‌های داستانی‌شان در حال ارزیابی مجدد هستند. اوایل ماه مارس شرکت انتشاراتی حافظ میراث دکتر سوس نیز اعلام کرد شش نسخه از کتاب‌های این نویسنده به دلیل تصاویر نژادپرستانه دیگر منتشر نخواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...