«آزادی و سازمان» [Freedom and organization] نوشته برتراند راسل [Bertrand Russell] با ترجمه علی رامین از سوی نشر فرزان روز به چاپ پنجم رسید.

«آزادی و سازمان» [Freedom and organization]  برتراند راسل [Bertrand Russell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «آزادی و سازمان» نوشته برتراند راسل با ترجمه علی رامین از سوی نشر فرزان روز به چاپ پنجم رسید.

این کتاب با زیر عنوان «پیدایش و سیر تکوین سوسیالیسم، لیبرالیسم، رادیکالیسم و ناسیونالیسم» و در چهار بخش منتشر شده است.

برتراند راسل این کتاب را تلاشی برای پی‌جویی علل اصلی دگرگونی‌های سیاسی در طول صد سال از ۱۸۱۴ تا ۱۹۱۴ می‌داند و سقوط ناپلئون و تشکیل کنگره وین را آغاز حرکت خود قرار می‌دهد.

او در بخش اول که چهار فصل نخست کتاب را دربرمی‌گیرد، رویدادهای مهم سیاسی اروپا را تا زوال اقتدار مترنیخ به سال ۱۸۴۸ مرور می‌کند. در بخش دوم، به تحولات فکری و اوضاع و احوال طبقات اجتماعی اروپا در همین دوره نظر دارد و سه فصل ابتدایی این بخش چگونگی زندگی اشراف، روستاییان و اصحاب صنعت را تشریح می‌کند. سپس آرا و افکار رادیکال‌های فلسفی و همچنین دموکراسی در انگلستان و تجارت آزاد کشورهای اروپایی را بررسی می‌کند.

راسل پس از بررسی این تحولات، که در حقیقت شالوده‌های لیبارلیسم اقتصادی و صنعتی را در نیمه نخست قرن نوزدهم استوار می‌کنند، به دنیای سوسیالیسم نگاهی کرده و در قسمت سوم از همین بخش، سوسیالیسم ابتدایی انگلستان، آرای مارکس و انگلس، ماتریالیسم دیالکتیک و سیاست مارکسیسم و... را وجه نظر قرار می‌دهد.

بنابراین در این دو بخش از کتاب که فصول بیست گانه نخست را دربرمی‌گیرد، جریان‌های بزرگ سیاسی را در نیمه اول قرن نوزدهم و همچنین تحولات سترگ فکری و اجتماعی همین دوره را مورد تحقیق و بررسی قرار می‌دهد.

دموکراسی و پلوتوکراسی یا همان پول‌سالاری در امریکا، موضوع بخش سوم کتاب است که راسل در آن سیر دموکراسی را از جفرسون تا لینکلن پی می‌گیرد و واقعیاتی را از جریان رقابت و انحصارگری در عرصه فعالیت‌های اقتصادی و مسائل مربوط به برده‌داری و ریشه های اجتماعی و اقتصادی آن آشکار می‌کند.

در بخش چهارم، به ناسیونالیسم و امپریالیسم می‌پردازد و اصل ملیت، حکومت بیسمارک و وحدت آلمان، پیشرفت اقتصادی امپراطوری آلمان و استعمارگری اروپا را به‌طور وسیع در سرزمین‌های افریقایی و کشورهای آسیایی به بحث می‌گیرد.

در فصل ماقبل آخر، با عنوان حکمرانان اروپا نویسنده ابتدا به موضوع آزادی و سازمان و رشد صد ساله آنها اشاره می‌کند.

«آزادی و سازمان» در ۵۴۲ صفحه و با قیمت ۱۰۰ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...