این پروژه با عنوان «رویای کتاب» هدف اصلی خود را دسترسی رایگان معلمان و دانش آموزان به کتاب الکترونیک قرار داده است.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، وزارت آموزش کشور کره جنوبی با همکاری بنیاد آموزشی لوته و کتابفروشی کیوبو در این کشور پروژه‌ای بلندمدت برای تولید کتاب‌های الکترونیک رایگان شروع کرده که هدف از آن ارتقای تحصیلی دانش آموزان در مدارس و همچنین دانشگاه‌هاست. این پروژه با عنوان «رویای کتاب» هدف اصلی خود را دسترسی رایگان معلمان و دانش آموزان به کتاب الکترونیک قرار داده است.

بر اساس این گزارش دانش آموزان و معلمان برای دسترسی به کتاب‌های رایگان به صورت سیستماتیک در سایت این وزارتخانه ثبت نام می‌شوند و تا چند سال از کتاب‌های رایگان استفاده می‌کنند. وزارت آموزش کره جنوبی می‌گوید سهم کتاب رایگان دانش آموزان به ازای هر نفر از چهار کتاب به 10 کتاب افزایش پیدا کرده است.

در این پروژه بیش از 85هزار کتاب الکترونیک رایگان در اختیار مدارس گذاشته شده است که طبق آمارهای وزارت آموزش کره جنوبی این کتاب‌ها برای سنین پایین‌تر از مدارس نیز تدارک دیده شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...