«کتاب الکافیه فی النحو» کتابی است نفیس، به خط خوشنویس مشهور، یاقوت مستعصمی معروف به قبله الکُتّاب(وفات ۶۹۸ قمری)، وی نسخه مذکور را به خط نسخ خفی خوش به سال ۶۹۰ قمری کتابت کرده است.

نسخ یاقوت مستعصمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس، در ادامه معرفی نسخه‌های خطی و اسناد تاریخی این کتابخانه، تصاویر نسخه خطی «کتاب الکافیه فی النحو» یا «المقدمه الکافیه فی النحو» و نیز «کافیه ذوی الادب فی علم کلام العرب» را در وبگاه خود قرار داده است.

این کتاب با نام نسخه شماره ۳۱۸ کتابخانه مجلس از قدیمی‌ترین نسخ کافیه در ایران است، و به تعبیر مرحوم یوسف اعتصامی نسخه‌ای است بسیار نفیس، به خط خوشنویس و ادیب مشهور، یاقوت مستعصمی معروف به قبله الکُتّاب (وفات ۶۹۸ قمری)، وی نسخه مذکور را به خط نسخ خفی خوش به سال ۶۹۰ قمری کتابت کرده است.

از کتاب الکافیه نسخ فراوانی در ایران و دیگر کشورها به جای مانده است. اما این نسخه علاوه بر خط خوش دارای آرایه‌ها و تزئیناتی است از جمله: جلد سوخت طلاپوش با طرح ترنج و نیم ترنج و لچکی و کتیبه، تمام صفحات متن و حاشیه، جداول الوان، حواشی منقش به گل‌های زرین، طلااندازی دندان موشی مزین به گل و گیاه بین سطرها، طول جلد ۲۹ و عرض ۱۸ سانتیمتر و تعداد اوراق ۴۲.

این کتاب مقدمه مختصری است در برخی مباحث نحوی که از معروف‌ترین و بهترین کتب در نحو به شمار می‌رود و شروح و حاشیه‌های بسیاری بر آن نگاشته شده و سالیان در حوزه‌های علمیه و مراکز علمی از کتب درسی بوده، و از مهم‌ترین آثار ابن حاجب ابوعمرو عثمان‌بن‌عمر (۵۷۰-۶۴۶) نحوی و فقیه مالکی است. وی شهرت فراگیر خویش را به ویژه در مشرق مدیون آثار نحوی خود به‌خصوص الکافیه است. چنانکه گفته شده کافیه نخستین بار در رم به سال ۱۵۹۲ میلادی و سپس در دهلی، کلکته و قاهره و... به کرات به چاپ رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...