سومین جلد از مجموعه کتاب کُمیک استریپ «آدلی معمولی» [Oddly Normal] به نویسندگی و تصویرگری اتیس فرامپتون [Otis Frampton] و ترجمه مریم قنواتی توسط کتاب‌های زرافه دپارتمان کودک‌و‌نوجوان انتشارات سیمای‌‌شرق روانه بازار نشر شد.

آدلی معمولی» [Oddly Normal]  اتیس فرامپتون [Otis Frampton]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «آدلی معمولی» نام مجموعه کتاب کُمیک استریپ سه‌جلدی است که ماجرای زندگی دختری 10 ساله را به تصویر می‌کشد که نیمی از او انسان و نیمی دیگرش جادوگر است. این اثر دوست‌داشتنی با توجه به فضای فانتزی‌، تصاویر و داستان‌پردازی جذابش، قوه‌ی تخیل کودکان را تقویت می‌کند.

کتاب‌های کُمیک استریپ یا مصور به آن دسته از کتاب‌هایی گفته می‌شود که به کمک تصویر، گاهی همراه با متن و گاهی بدون متن داستانی را نقل می‌کند. در واقع کتاب مصور ترکیبی از قصه و تصویر است.

خواندن کتاب‌های کُمیک یا تصویری برای کودکان می‌تواند باعث تقویت تخیل و تمرکز شود و مطالعه آن‌ها توسط نوجوانان نیز بسیار لذت‌بخش و پر از هیجان است و کمک می‌کند متفاوت بیاندیشند و داستان‌ها ماندگاری بیشتری در ذهن آن‌ها داشته باشد.

در خلاصه سومین جلد «آدلی معمولی» که در ادامه ماجراهای دو قسمت قبلی آدلی است، آمده: «او این بار مسابقه تماشا می‌کند و سوار بر جاروی پرنده‌اش دوستانش را از مرگ نجات می‌دهد. در این کتاب آدلی از رازهایی باخبر می‌شود که زندگی خودش و دوستانش را برای همیشه تغییر می‌دهد.»

اُتیس فرامپتون، نویسنده‌ و تصویرگر مجموعه کتاب «آدلی معمولی» از هنرمندان شناخته شده آمریکایی است. وی این مجموعه‌ی پرطرفدار را برای نخستین‌بار در سال 2014 نوشته و تصویرسازی کرده است.

از جمله ویژگی‌های کتاب‌های او همراه شدن داستان‌های ماجراجویانه و پرهیجان با تصاویر خلاقانه و عجیب‌و‌غریب است که همین موضوع باعث شده نوجوانان بسیاری از مخاطبان آن باشند.

مینا قنوانی مترجم این کتاب، دارای کارشناسی‌ارشد زبان انگلیسی، فعالیت خود در زمینه ترجمه را در سال 96 با همکاری با نشریات قلک و فرفره آغاز کرده است.

این مجموعه کتاب کُمیک استریپ در قطع وزیری چاپ شده و جلد‌ سوم آن در 128 صفحه برای کودکان گروه سنی «ب و ج» توسط کتاب‌های زرافه دپارتمان کودک‌و‌نوجوان انتشارات سیمای‌شرق منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...