انجمن فرهنگی ناشران کودک و نوجوان با نگارش نامه‌ای خطاب به سیدعباس صالحی نسبت به موضع گیری وی درباره کپی‌رایت برای کتاب‌های کودک به شدت انتقاد کرد.

جناب آقای دکتر سید عباس صالحی
وزیر محترم فرهنگ وارشاد اسلامی

با سلام و احترام

حضرت عالی در گفتگوی اخیرتان در شبکه دوسیمای جمهوری اسلامی ایران، به طرح مسائل گوناگون‌ در حوزه فرهنگ پرداخته و طی آن به نکات امید بخشی اشاره داشتید. موضوع هایی از قبیل رتبه بندی ناشران، توجه ویژه به ناشران فعال، کتاب سازی و اقدامات وزارت فرهنگ ‌و ارشاد اسلامی برای مقابله با قاچاق کتاب و تلاش در جهت کاهش التهابات در بازار کاغذ و ...

جناب عالی اشاره کرده اید «ایجاد تعادل بین تالیف و ترجمه، هسته خاص کیفی و نگرش گرایانه تالیفی اهل قلم و ناشران در کنار انجمن فرهنگی ناشران  کتاب کودک و نو جوان را می طلبد» و ادامه داده اید «گفتگوهای قابل توجهی در زمینه‌های مختلف نشر کتاب کودک و نوجوان داشته ایم.» لازم است اشاره شود که متاسفانه این انجمن با ۹۲عضو و با میزان حدود ۶۰ در صد تولید کتاب کودک و نو جوان کشور، در جریان این مبحث قرار نداشته و هیچ تماس وگفتگویی در این مورد با این انجمن صورت نگرفته است. نگرانی اعضای انجمن این است که نظرات غیر کارشناسی در این موضوع ارائه شده است.

انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان از رویکرد وزیر محترم به تقویت امر تالیف و قانونمند شدن ترجمه از طریق حمایت از حقوق مادی و معنوی (کپی رایت) در حوزه نشر، چه در داخل کشور و چه در سطح بین المللی، استقبال میکند و آماده هر گونه همراهی در این امر مهم است. اما باور داریم که رعایت حق نشر تنها محدود به حوزه کتاب کودک ونوجوان نیست و باید در تمام حوزه ها دنبال شود و اگر قرار بر نقطه آغازی باشد، لازم است بررسی هایی در این باره انجام شود که در کدام حوزه آسان تر و روان تر می توان به این هدف دست یافت.

ضمنا باید توجه داشت در حوزه کودک و نوجوان کپی رایت و پرداخت حقوق مولف، تصویرگر و مترجم در شرایط بحرانی و تورمی کشور باعث افزایش هزینه تولید برای ناشر و در نتیجه افزایش قیمت کتاب کودک برای مصرف کننده آن می‌شود، لذا در اولویت قرار دادن این حوزه، که ضعیف ترین بخش اقتصادی نشر کشور است، احتمال نادیده گرفتن آثار سوء این موضوع را تداعی می کند.

در فرمایشات حضرت عالی آمده است«...که نشر کودک و نو جوان موظف باشد تا از ناشر خارجی اجازه ترجمه وانتشار کتاب را دریافت کند » ولی مشخص نشده که آیا در این الزام، راهکارهای عملی و قانونی و راه حل‌های رفع مشکلات موجود در مسیر عملی شدن این الزام مورد توجه قرار گرفته است؟ به عنوان مثال:

۱- با توجه به تحریم ظالمانه از سوی کشور آمریکا و اجتناب بنگاههای نشر از همکاری با ناشران ایرانی، چه تمهیدی برای وادار کردن آن ها به عقد قرارداد با ناشران ایرانی اندیشیده شده؟ آیا مشاوران محترم شما به این معضل بزرگ توجه کافی داشته اند؟.

۲- برای پرداخت حقوق ناشر، مولف و تصویرگر خارجی با توجه به تحریم نظام بانکی کشور و اجتناب از گشایش حساب برای اشخاص و موسسات ایرانی در بانک‌های خارجی، چه راه حلی در نظر گرفته شده است؟ در این باره فقط معدود ناشران ایرانی، که در خارج از کشور شرکت تاسیس کرده اند، می توانند وارد عمل شوند. شنیده هاحاکی از این است که متأسفانه حتی حساب برخی از آژانس های ادبی داخلی در خارج از کشور نیز مسدود شده است.

۳- برای تامین ارز مورد نیاز بابت خرید رایت، آیا بانک مرکزی ایران همکاری لازم را با ناشران ایرانی خواهد داشت؟ اگر همکاری لازم صورت نگیرد، آیا سازمانی امورمالیاتی ارزهای تامین شده از بازار آزاد رادر محاسبات ناشران مورد قبول قرار خواهد داد؟ واین در حالی است که خرید ارز از بازار آزاد به عنوان قاچاق، نوعی جرم تلقی می شود.

۴- آیا به مشکل تداخل نظام ممیزی در حوزه کتاب کودک و نوجوان با رعایت حقوق مادی و معنوی پدید آورنده خارجی توجه و چاره اندیشی شده است؟ شایسته است توجه شود که عقد قرار داد و پرداخت بخشی از مبلغ قرار داد به ناشر خارجی، قبل از ترجمه و ممیزی انجام می‌گیردو ناشر ایرانی در قراردادهای رسمی متعهد می شود اثر را بدون هیچگونه دخل و تصرف چه در متن وچه در تصویر منتشر کند.

۵- در صورت عدم رعایت کپی رایت از سوی دیگر ناشران، صاحب این حق در کدام محکمه‌ی قضایی می تواند اعاده حق کند؟ آیا محاکم‌کشور بدون تصویب قانون الحاق به کپی رایت می توانند رای به نفع صاحب این حق صادر کنند؟ اصولا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمینه با قوه قضاییه رایزنی لازم را انجام داده است؟

در پایان اشاره می شود انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان قطعا به حمایت از تالیف و مدیریت ترجمه باور دارد و همواره در اجرای سیاست های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه مربوط در کنار مسئولان آن وزارتخانه بوده و خواهد بود. (هر چند که در یکی دو سال اخیر مورد بی مهری وبی توجهی قرار گرفته است) لذا، در شرایط بحران اقتصادی و تحریم های سنگین که بر کشور و مردم تحمیل شده است، باید تمام جوانب و مشکلات را با دقت کارشناسی و سپس تصمیم گیری کرد. قبل از هر چیز باید به سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها برای حمایت و رفع موانع حوزه تالیف اندیشید و این چرخه را روان تر و پویا تر ساخت و در کنار آن ترجمه را قانونمند نمود.

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...