نويسنده در اين كتاب سعى دارد نشان دهد چگونه غير علم، ضد علم و شبه علم را از علم راستين بازشناسيم و چگونه با تفكر انتقادى از اينكه خود را فريب دهيم يا ديگران ما را فريب دهند جلوگيرى كنيم.

شبه علم چیست؟(شبه علم، شبه عرفان، شبه پزشکی و شبه فلسفه در دوران پست مدرن) محمدرضا توکلی صابری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نشر اختران کتاب «شبه علم چیست؟(شبه علم، شبه عرفان، شبه پزشکی و شبه فلسفه در دوران پست مدرن)» اثر محمدرضا توکلی صابری را در ٣۶۶ صفحه منتشر کرد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «در جهان عجيب و پر فتنه و فريبى زندگى مى‌كنيم؛ جهانى پر از اطلاعات نادرست، تبليغات دروغين، تعصب، افسانه، فريب و نيرنگ. اين اطلاعات نادرست به سرعت هم در جهان واقعى و هم در فضای دیجیتال انتشار يافته و حقيقت انگاشته مىشوند. در اين عصر دیجیتال كه اطلاعات درست و نادرست در هم آميخته اند و تبليغات گوناگون قدرت‌هاى مالى و سياسى جهانى می‌کوشند حقيقت را با كذب بياميزند تا از آن بهره بردارى كنند، درست فكر كردن و درست استدلال كردن به شيوه منطقى و عقلانى مهمترين مهارتى است كه مى‌توانيم به دست آوريم. این تبلیغات فقط جنبه سیاسی ندارد، بلکه همه زمینه های زندگی ما را می پوشاند. مطالب شبه علمی و خرافی یکی از آنهاست.

در فضاى مجازى مطالبى منتشر مى‌شود كه واقعيت ندارد و شكل تغيير يافته يك حقيقت است. تبليغات روس‌ها در انتخابات آمريكا و تاثيرى كه بر انتخاب دونالد ترامپ گذاشت تاثير تبليغات در دنياى مجازى را به خوبى روشن ساخت. روس‌ها در حدود صد و هشتاد هزار جايگاه خبرى، اطلاعاتى و غيره در اينترنت ايجاد كرده بودند كه گروه‌هاى مذهبى، نژادى، سياسى و فرهنگى مختلف را آمريكا هدف گرفته بود.

شركت كمبريج آناليتيكا (Cambridge Analytica) كه نامش در جريان كمك روسيه به دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا بر سر زبان افتاد، اظهار داشت كه ما با تبليغات خود در حمايت از نامزدهاى مورد پشتيبانى خود در كشورهاى مختلف جهان تاكنون بيست و پنج انتخابات را برده‌ايم. روسيه فقط يك كشور بود كه انتخابات آمريكا را در زير بمباران تبليغاتى خودش گرفته بود. تصور كنيد، مطالبى كه اكنون در اينترنت مى‌بينيم و كشورهايى مانند، آمريكا، روسيه، اسراييل، عربستان و بعضى كشورهاى عربى و بعضى كشورهاى اتحاديه اروپا عليه ايران منتشر مى‌كنند تا چه حد مى‌تواند افكار عمومى را تغيير دهد.

اين تبليغات فقط جنبه سياسى ندارد، بلكه همه زمينه‌هاى زندگى ما را مى‌پوشاند. مطالب شبه علمى و خرافى يكى از آنهاست. درگير كردن يك جامعه به مسايل بى‌اهميت، بى‌فايده و زيان‌بخش و كاهش كارآيى واقعى و جلوگيرى از پيشرفت علمى-فنى آن يكى از آنهاست. خطر شبه علم زياد است. خطر شبه علم اعتقاد به يك موضوع و يا جهل نسبت به يك موضوع نيست. خطر آن فراتر از اين است. توجه كنيد كه شبه علم با ادعاهاى فريبكارانه در پزشكى، به ويژه در ايام شيوع ويروس كرونا، چه آسيبى به سلامت جامعه مى‌زند. چه افرادى كه سلامت يا جان خود را از دست مى‌دهند. چه داروهاى بى فايده‌اى كه توليد و مصرف مى‌شوند. هدف عمده اين تبليغات تاثير گذاشتن بر تصميم‌گيرى و شكل دادن افكار و نگرش ما در جهت منافع آنها است. تغيير اولويت‌هاى پژوهشى و علمى-فنى يك جامعه و جلوگيرى از دستيابى به بعضى فناورى‌ها نيز از جنبه‌هاى ديگر اين تبليغات است.

اكنون كه كوشش مجددى براى پيشرفت علمى در ايران آغاز شده است و پيشرفت‌هايى در زمينه زيست فناورى، انرژى اتمى، و فناورى هوا-فضا حاصل شده است بايد متوجه خطرهاى شبه علم و شبه عرفان‌هاى روسى و هندى و آمريكايى باشيم كه دارد از فضاى مجازى، به مطبوعات، رسانه‌هاى جمعى و به دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى دينى راه مى‌يابد و منابع محدودى را كه بايد صرف پيشرفت علمى شود به اين ترتيب به هدر مى‌دهد.

بنابراين مطالب متنوعى را كه در رسانه‌هاى جمعى و فضاى مجازى مى‌خوانيم، مى‌شنويم و مى‌بينيم چگونه مى‌توانيم اعتماد كنيم؟ آيا مى‌توانيم سيستم و فرآيندى براى ارزيابى حقيقت براى خود ايجاد كنيم تا چيزى را بى‌جهت نپذيريم و به دنبال دلايل مستند و منطقى در تاييد آنها برآييم. يك بخش مهم از اين فرآيند آموختن علم است كه به‌طور سامان‌مند معرفت ما را در برابر واقعيت مى‌آزمايد. روش علمى در اين فرآيند به يارى ما مى‌آيد. علم فرآيندى است كه ظرفيت خودپيرايى را دارد و مى‌تواند عقايد و معرفت‌هايى را كه برخلاف واقعيت هستند بر ما آشكار كند. در نهايت علم فرآيندى است كه مى‌تواند به ما نشان دهد كه حقيقت چيست و چگونه مى‌توان به آن رسيد.»

نويسنده در اين كتاب سعى دارد نشان دهد چگونه غير علم، ضد علم و شبه علم را از علم راستين بازشناسيم و چگونه با تفكر انتقادى از اينكه خود را فريب دهيم يا ديگران ما را فريب دهند جلوگيرى كنيم.

فصل اول تا سیزدهم در مورد شیوه‌های درست اندیشیدن و تفکر انتقادی و موضوعات شبه علمی و شبه عرفانی است، فصل چهاردهم تا هفدهم در مورد موضوعات شبه پزشکی و روش‌های درمانی دروغین است. سه فصل آخر اگر چه به شبه علم مربوط نیست، از آنجا که به شبه فلسفه مربوط می‌شود در این کتاب گنجانده شده است.

بعضى از مطالب كتاب عبارتند از: دانشورزى و شبه دانشورزى، مغالطه‌هاى منطقى، پست مدرنيسم و دانشورزى، فراعادى يا شعبده‌بازى، مديتاسيون متعالى، ماهاريشى ماهش يوگى، اوشو، ساى بابا، تله پاتى، هاله كيرليان، تجربه نزديك به مرگ و تجربه خروج از بدن، هيپنوتيسم، مهندسى ژنتيك و محصولات غذايى تراريخته، شيادى در پزشكى و پزشك نماها، طب مكمل، طب نوين، طب سنتى، طب خرافى و طب اسلامى، فرديد و فرديديات، علم دينى و غير دينى، علم ماركسيستى.

کتاب «شبه علم چیست؟(شبه علم، شبه عرفان، شبه پزشکی و شبه فلسفه در دوران پست مدرن)» توسط نشر اختران در ٣۶۶ صفحه به تازگى در تهران منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در دادگاه طلاق هفتمین زنش حضور دارد... هر دو ازدواج‌های متعدد کرده‌اند، شکست‌های عاطفی خورده‌اند و به دنبال عدالت و حقیقتند... اگر جلوی اشتهاتون به زن‌ها رو نگیرین بدجوری پشیمون می‌شین... اشتتلر تا پایان داستان، اشتهایش را از دست نداد، ترفیع شغلی نگرفت و پشیمان هم نشد... دیگر گاوصندوق نمی‌دزدند بلکه بیمه را گول می‌زنند و با ساختن صحنه تصادف، خسارت می‌گیرند... صاحب‌منصب‌ها و سیاستمداران، پشت ویترین زندگی‌شان، قانون و عدالت را کنار می‌گذارند ...
زنی خوش‌پوش و آراسته که خودش را علاقه‌مند به مجلات مد معرفی می‌کند... از تلاش برای به قدرت رسیدن تا همراهی برای در قدرت ماندن... قانون برای ما، تصمیم حزب است... پژوهشگرانی که در رساله‌های علمی به یافته‌های دانشمندان غربی ارجاع می‌دادند به «دادگاه‌های شرافت» سپرده می‌شدند... دریافت جایزه خارجی باعث سوءتفاهم بین مردم کشور می‌شد... ماجرای ویلایی که با پول دولت ساخت همه‌ خدمات او به حزب را محو کرد... سرنوشت تلخ او خودکشی ست ...
روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...