کتاب «پرسش‌های مهم زندگی» [Philosophy : principles and problems]  نوشته راجر اسکروتن [Roger Scruton] با ترجمه علی اوجبی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

پرسش‌های مهم زندگی» [Philosophy : principles and problems]  راجر اسکروتن [Roger Scruton

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، دهمین‌ عنوان مجموعه «پیاده‌روی با فلسفه» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

راجر اسکروتن نویسنده این‌کتاب، متولد ۱۹۴۴ و درگذشته به سال ۲۰۲۰، فیلسوف و نویسنده‌ سرشناس انگلیسی و استاد زیبایی‌شناسی و فلسفه‌ سیاسی است. او درباره این‌کتاب خود نوشته است:

«در اثر پیش رو، در پیِ آنم که به فلسفه جذابیت بخشم. از این رو، تنها به دیدگاه‌های فریبنده و گیرا پرداخته‌ام ... من در این کتاب، در پی آن نیستم که به تاریخ فلسفه یا پژوهشی در این ساحت بپردازم. هدف من، آن است که فلسفه‌ورزی را به شما بیاموزم. در این عرصه به اندیشه‌های شماری از فلاسفه‌ بزرگ اشاره خواهم کرد، اما مسیر اطمینان‌بخشی برای دستیابی به دیدگاه‌ها و و باورهایشان معرفی نخواهم کرد، زیرا شرح و توضیحِ استدلال‌های آنان، مرا از هدف اصلی‌ام ـ یعنی ورود فلسفه به زندگی ـ بازمی‌دارد.»

پس به بیان ساده، هدف نویسنده از تولید این‌کتاب، پاسخ به پرسش‌های اساسی زندگی و معنابخشی به آن بوده است. او در این‌کتاب به تشریح و تبیین مقولات و مفاهیمی مانند حقیقت، زمان، خدا، آزادی، امور اخلاقی، موسیقی، تاریخ و ... پرداخته است.

این‌کتاب با ۲۶۸ صفحه و قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...