به گزارش تسنیم، نشر سخن اخیراً چاپ پنجم کتاب «عقل سرخ» را، نوشته تقی پورنامداریان را منتشر کرده است.

پورنامداریان پس از نگارش و انتشار «رمز و داستان‌های رمزی در ادب فارسی» تصمیم می‌گیرد تا آنچه به صورت مجمل درباره شیخ اشراق و داستان‌های رمزی او در این کتاب یاد کرده است، به صورت مفصل‌تر در کتابی شرح دهد تا مخاطبان بیشتری را به کار آید؛ در نتیجه و با همین هدف، کتاب «عقل سرخ» را می‌نویسد.

«عقل سرخ» پورنامداریان در واقع شمه‌ای است از شرح داستان‌های رمزی که گفته می‌شود هرچند نمونه‌هایی از آن در زبان‌های کهن چون یونان و عبری دیده می‎شود، اما کاربرد نظام‌مند آن در فرهنگ اسلامی شکل گرفته است. نمونه‌هایی از این نوع داستان‌نویسی را که می‌توان از آن با عنوان ژانر نیز یاد کرد، در آثار بزرگان حوزه حکمت و تصوف قابل یافت است؛ از ابوعلی سینا که گفته می‌شود نخستین‌ داستان‌های رمزگونه یادگار اوست، تا سهروردی که نمونه‌های درخشان این گونه به نام اوست.

پورنامداریان در مقدمه «عقل سرخ» درباره شیوه کارش می‌نویسد: این کتاب متن تصحیح شده همه داستان‌های فلسفی – عرفانی سهروردی و شرح تفصیلی آنها را جز لغت موران در بر دارد. لغت موران که مجموعه چند داستان تمثیلی کوتاه است چندان سنخیتی با دیگر داستان‌ها ندارد و فهم آنها نیز محتاج شرح و تفسیر نیست؛ از این روی از آوردن آن در این کتاب صرف نظر کردم. علاوه بر هفت داستان، گزیده‌هایی نیز از رساله‌های صفیر سیمرغ، پرتونامه، الواح عمادی در این کتاب آمده است که البته داستانی نیست و آوردن آنها به این منظور بوده است که خوانندگان با طرح مسائل و شیوه بیان و استدلال سهروردی در مقام حکیم عارف آشنایی پیدا کنند، به‌خصوص که رساله صفیر سیمرغ مقدمه و مؤخره‌ای رمزآمیز دارد.

امیدوارم این کتاب کسانی را که آشنایی چندانی با این نابغه بلندقدر ایرانی ندارند، با او آشنا کند؛ نابغه‌ای که نقد زندگی خود را به تمامی بر سر اندیشه‌های بدیع و تجربه‌های روحانی خود گذاشت.

کتاب حاضر از 6 بخش تشکیل شده است. نویسنده در ابتدا به شرح احوال و اندیشه‌های سهروردی مانند حکمت اشراقی، اندیشه‌های سیاسی، عالم انوار و فرشتگان، عالم مثال، تجارب روحانی و ... پرداخته و در بخش بعدی که به داستان‌ها اختصاص داده شده است، به سراغ داستان‌هایی چون آواز پر جبرئیل، عقل سرخ، فی حقیقة‌العشق، رسالة‌الطیر و روزی با جماعت صوفیان رفته است. بخش سوم کتاب نیز به گزیده‌هایی از چند رساله اختصاص دارد. شرح داستان‌ها و رساله‌ها نیز به تفکیک در بخش‌های چهارم و پنجم کتاب ذکر شده است. بخش نهایی نیز شامل فهرست آیات قرآنی، احادیث و اقوال عربی و ... است.

نشر سخن چاپ پنجم کتاب حاضر را در 526 صفحه و به قیمت 120 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...